X
تبلیغات
موسسه ثامن الائمه علیه السلام دفتر دمشق
 

 

 
 

دمشق - حجت الاسلام و المسلمين سيد احمد موسوي سفير جمهوري اسلامي ايران در سوريه گفت : دشمن امروز پس از ياس در جبهه هاي مختلف براي ضربه زدن به اسلام درصدد ايجاد اختلاف بين شيعه و سني است .
1389/09/26 - 17:48
هدف از فعالیتهای فرهنگی تغییر دادن مذهب نیست
به نقل ازخبرگزاری تقریب (تنا) – دمشق 15/11/۸۹
 
"حمید رضا گلابچیان" مدیر دفتر موسسه زیارتی – خدماتی "ثامن الائمه" در دمشق گفت: هدف از فعالیتهای فرهنگی این نیست که یک سنی مذهب خود را تغییر داده و شیعه شود بلکه هدف ایجاد تقریب میان شیعیان و اهل سنت است.
 
وی در گفت و گو با خبرنگار تقریب در سوریه، افزود: کارهای فرهنگی به ویژه قرآن آموزی به عنوان کتاب واحد میان شیعه و سنی از جمله اولویتهای این موسسه است چه اینکه ما اهمیت زیادی برای حفظ روابط پیروان این دو قائلیم.
گلابچیان با اشاره به اینکه عمده افرادی که به عنوان خدمه، امور دفتری و راننده با موسسه ثامن الائمه همکاری می کنند، سنی هستند، یادآور شد: هر سال به مناسبت ماه رمضان ۴۰۰ بسته شامل مواد غذایی هر یک به وزن ۲۰ کیلوگرم به شاغلان اهل سنت اهدا می شود.
به گفته این مسئول ایرانی، اینها همه نشان می دهد ما هیچ فرقی میان اهل سنت و شیعه قائل نبوده و همه را برادر خود می دانیم امری که باعث شده آنان نیز همین اندیشه را پیدا کرده و خود را برادر شیعیان بدانند.
 
 
 
گلابچیان افزود: حتی شمار زیادی از برادران اهل سنت در بسته بندی غذا برای محرم به ویژه عاشورا، تهیه غذا، دادن چای و خدمت به زوار اهل بیت عصمت و طهارت با ما همکاری می کنند.
وی تصریح کرد: ما در زمینه وحدت شیعه و سنی و تقریب مذاهب اسلامی پیرو نظر حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری هستیم چون بر اساس نظر آنان، اتحاد میان شیعه و سنی باعث سرافرازی همه مسلمانان است.

گلابچیان یادآور شد: در دنیای کنونی، استکبار به شدت به دنبال ایجاد تفرقه بین مسلمانا است لذا وحدت اسلامی و تقریب مذاهب اسلامی قطعا دست دشمنان را کوتاه خواهد کرد و باعث شکست توطئه هایشان خواهد شد.

وی افزود: هرگز شیعیان نمی خواهند اهل سنت را به زور شیعه کنند و تمام تبلیغات دشمنان در این زمینه دروغ و کار عوامل استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل است.

 

        حجه الاسلام والمسلمین غزالی مدیر یت فرهنگی وروابط عمومی موسسه ثامن الائمه علیه السلام دفتر دمشق اعلام کردبه مناسبت هفته وحدت ومیلاد باسعادت پیامبررحمت حضرت محمد مصطفی صلی اله علیه وآله وسلم و امام جعفر صادق علیه السلام یک گروه قرآنی  از طرف  موسسه فرهنگی خدماتی ثامن الائمه علیه السلام به کشورسوریه اعزام شد این گروه قرآنی درطول ۷ روز حضور درسوریه به اجرای برنامه های متنوعی دراماکن مختلف پرداختند این گروه درروزآخر به حضور سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران درسوریه جناب حجه الاسلام دکتر موسوی رسیده وبا ایشان دیدار کردندلازم به ذکر است دراین جلسه آقای روناسی جانشین محترم موسسه ثامن الائمه علیه السلام ،آقای زینلی معاونت فرهنگی موسسه،آقای گلابچیان مدیریت دفتر دمشق وآقای پیوندی جانشین دفتردمشق نیز حضور داشتند.

 

این گروه قرآنی شامل اعضای ذیل بودند:

آقای حاج مسعود عنایتی مقدم قاری  بین المللی قرآن کریم

 نفر دوم مسابقات سراسري قرآن کريم سال۸۱

 

نفر اول مسابقات بين المللي قرآن کريم سوريه سال۷۴

نفر سوم مسابقات بين المللي قرآن کريم مالزي سال۸۱

 

                سفربه کشورهاي عربستان سعودي،سوريه،سريلانکا،قطر،امارات متحده عربي،مقدونيه،ترکيه،يوگوسلاوي،ترکمنستان ،روسیه ،اندونزی،مالزی،لبنان وسودان

گروه تواشیح بین المللی بشارت

 ۱- رتبه اول مسابقات کشوری سازمان اوقاف و امور خیریه  ۱۳۸۷ 

۲- رتبه اول سومین جشنواره کشوری سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران 

۳- رتبه اول مسابقات همخوانی قرآن کریم و تواشیح سازمان اوقاف در بخش تواشیح ۱۳۸۳

۴- رتبه اول مسابقات انتخابی اعزام به سفر حج تمتع از بین تعدادی از گروه های حائز رتبه اول کشور و اعزام به سرزمین وحی به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران ۱۳۸۳

۵- رتبه اول جشنواره کشوری  قبله هفتم، مرکز آفرینشهای هنری آستان قدس رضوی

برنامه های تولیدی گروه بشارت به دفعات از شبکه های مختلف سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و نیز از شبکه های بین المللی ماهواره ای پخش شده است.   

گروه بشارت تاکنون بنابر دعوت کمیته اعزام قراء و معاونت اعزام مبلغ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، همچنین دعوت های شخصی و مردمی به کشورهای عربستان،عراق،سوریه،سودان،تایلند،بنگلادش،کنیا،پاکستان سفر نموده است.

این گروه در حج تمتع سال ۱۳۸۳ به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ایران به سرزمین وحی اعزام گردید

 

 آقای حسن کبیری حافظ ممتاز کل قرآن کریم

رتبه اول مسابقات سراسری جامعه القرآن درسال85

رتبه اول مسابقات سراسری حفظ سازمان بهزیستی درسالهای79-82-87

رتبه سوم مسابقات حفظ جشنواره ملی دانشجویان سال87

 

 

برنامه های اجرا شده توسط گروه قرآنی درسوریه:

برنامه گروه

مکان برنامه

تاریخ

روز

قرآن اذان تواشیح

حرم حضرت رقیه سلام اله علیها

30/11/89

شنبه

قرآن اذان تواشیح

حرم حضرت رقیه سلام اله علیها

1/12/89

یکشنبه

قرآن تواشیح حفظ

مصلی حضرت زینب سلام اله علیها

1/12/89

یکشنبه

قرآن تواشیح حفظ

مجتمع امام خمینی ره

1/12/89

یکشنبه

قرآن تواشیح حفظ

حرم حضرت رقیه سلام اله علیها

2/12/89

دوشنبه

قرآن تواشیح حفظ

سالن همایشهای السیران

2/12/89

دوشنبه

قرآن تواشیح

مصلی حضرت زینب سلام اله علیها

2/12/89

دوشنبه

قرآن تواشیح حفظ

سفارت جمهوری اسلامی ایران

2/12/89

دوشنبه

تواشیح

جامعه المصطفی صلی اله علیه وآله

3/12/89

سه شنبه

قرآن اذان تواشیح

حرم حضرت رقیه سلام اله علیها

4/12/89

چهارشنبه

قرآن تواشیح حفظ

مجتمع حضرت زینب سلام اله علیها

4/12/89

چهارشنبه

قرآن تواشیح حفظ

جامعه المصطفی صلی اله علیه وآله

4/12/89

چهارشنبه

قرآن     اذان

حرم حضرت سکینه سلام اله علیها

5/12/89

پنجشنبه

قرآن تواشیح حفظ

مجتمع امام خمینی ره

5/12/89

پنجشنبه

 

 موسسه فرهنگی خدماتی ثامن الائمه علیه السلام-دفتر دمشق برگزار می نماید:

مسابقه بزرگ قرآنی نسیم رحمت

شرکت کنندگان می توانند پاسخهای خود راازطریق قسمت ثبت نظرات  برای ماارسال نمایند حتما شماره همراه خود راقید فرمایید.

   1- پروردگارمتعال در آيه 110 سوره آل‌عمران چه کساني را بهترين امت خود معرفي مي‌نمايد؟

الف) آنان که امر به معروف و نهي از منکر مي‌کنند.

ب) آنان که در راه خدا جهاد مي‌کنند.

ج) آنان که به دستور خدا مهاجرت مي‌کنند.

د) آنان که نماز بپا مي‌دارند و زکات مي‌دهند.

2- از آيه 9 سوره مباركه حشر چه مضمون اخلاقي برداشت مي‌شود؟

الف) ايثار

ب) صداقت

ج) محبت

د) الف و ج

3- در كدام آيه، صريحاً به توبه حقيقي اشاره شده است؟

الف) توبه/104

ب) نساء/18

ج) توبه/112

د) نساء /17

4- در آيه 63 سوره مباركه فرقان، به كدام خصوصيت "عبادالرحمن" اشاره مي‌شود؟

الف) كساني كه هرگاه انفاق كنند منت نمي‌گذارند.

ب) كساني كه شبانگاه براي پروردگارشان سجده و قيام مي‌كنند.

ج) روي زمين با آرامش، بي‌تكبر راه مي‌روند.

د) هر سه مورد

5- در كدام آيه شيطان در قيامت در مقابل گناهكاران به صراحت مي‌گويد: "من بر شما تسلطي نداشتم جز اينكه دعوتتان كردم و شما دعوت مرا پذيرفتيد."

الف) زمر/37

ب) ابراهيم/22

ج) بقره/268

د) آل‌عمران/155

6- با توجه به آيه 39 سوره نور، اعمال كافران به چه چيز تشبيه شده است؟

الف) سراب

ب) باد

ج) آب

د) كوير

7- بر طبق آيه 20 سوره مجادله چه كساني جزء ذليل‌ترين افراد هستند؟

الف) كساني كه سوگند دروغ ياد مي‌كنند

ب) كساني كه با خدا و رسولش دشمني مي كنند.

ج) كساني كه طرح دوستي با گروهي كه مورد غضب خدا هستند، مي‌ريزند

د) افرادي كه از ترس اينكه فقير شوند، صدقه نمي‌دهند.

8- در كداميك از آيات زير حرام بودن گوشت خوك مطرح شده است؟

الف) نحل/114

ب) يونس/59

ج) حجرات/12

د) مائده/3

9- كدام مضمون از آيه 30 سوره شوري دريافت مي‌شود؟

الف) آنچه از بدي به تو مي‌رسد از سوي خود توست.

ب) هر كه سبب كار نيكويي شود، هم او نصيبي از آن خواهد برد.

ج) كيفر بدي مجازاتي است همانند آن

د) آنچه از رنج و مصيبت به شما مي‌رسد به خاطر اعمالي است كه انجام داده‌ايد.

10- چه مفهومي از آيه 11 سوره ضحي: « وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ » برداشت مي‌شود؟

الف) كتابت نعمتهاي پروردگار

ب) ياد كردن نامهاي پروردگار

ج) بيان كردن نعمتهاي پروردگار

د) انفاق نعمت و اموال

 

11- در كدام يك از ترجمه آيات زير به مسئله اختيار انسان اشاره نشده است؟

الف) كهف/56

ب) كهف/29

ج) آل عمران/26

د) حديد/25

12- طبق آيه 4 سوره نور، تهمت زدن به زنان پاكدامن چند تازيانه دارد؟

الف) 80

ب) 100

ج) 50

د) ندارد

13- كدام يك از آيات زير به مسئله چشم زخم اشاره دارد؟

الف) انفال/25

ب) نساء/62

ج) قلم/51

د) بقره/214

14- براساس آيات 2 تا 7 سوره مباركه ممتحنه، كدام پيامبر را مي‌توان اسوه اميدواري دانست؟

الف) حضرت محمد(ص)

ب) حضرت ابراهيم(ع)

ج) حضرت نوح(ع)

د) حضرت شعيب(ع)

15- مضمون اخلاقي آيه 96 سوره مومنون چيست؟

الف) عدالت پيشه كردن

ب) پاسخ بدي را به نيكي دادن

ج) صداقت داشتن

د) با القاب زشت يكديگر را صدا نكردن

16- ادب ورود به خانه در كدام آيه مطرح شده است؟

الف) آل عمران/154

ب) نحل/80

ج) نمل/52

د) نور/27

17- طبق آيه 3 سوره مباركه صف، كدام عمل موجب خشم پروردگار مي‌شود؟

الف) گفتار بي‌عمل

ب) گفتار بدون تعقل

ج) عمل بدون تعقل

د) گفتار بدون علم

18- با توجه به آيه 18 سوره مباركه زمر، كدام گزينه صحيح است؟

الف) بر اثر خوب شنيدن عقل انسان كامل مي‌شود.

ب) كساني كه عقل كاملي دارند هنر خوب گوش كردن را ياد مي‌گيرند.

ج) صاحبان اصلي عقل و خرد كساني هستند كه سخنان را خوب مي‌شنوند و به برترين آن عمل مي‌كنند.

د) صاحبان اصلي عقل و خرد كساني هستند كه بر اثر هدايت خداوند سخن پيامبر(ص) را شنيدند و ايمان آوردند.

19- کدام آیه به بعثت پيامبر اكرم(ص) اشاره دارد؟

الف) مائده/41

ب) بقره/143

ج) آل عمران/164

د) نساء/42

20- کدام آيه بر مفهوم عبارت "عالم محضر خداست" دلالت دارد؟

الف) علق/14

ب) اسراء/70

ج) ابراهيم/18

د) انبياء/26

+ نوشته شده توسط فرهنگی وروابط عمومی دمشق در یکشنبه هشتم اسفند 1389 و ساعت 18:22 |
 باسمه تعالی

باعرض خیر مقدم حضور شما زائر گرامی ،خواهشمند است تذکرات ذیل را با دقت مطالعه فرمایید : 

1- آدرس هتل:برای جلوگیری از بروز مشکل حتما کارت هتل رادریافت وهمیشه همراه داشته باشید.

2-حجاب: باتوجه به امرخداوند متعال به حجاب ونیز نظارت بعثه مقام معظم رهبری ، رعایت حجاب کامل اسلامی در هتل الزامی می باشد.

3-آب آشامیدنی: آب لوله کشی هتل قابل شرب نمی باشد.درساعات صرف غذا می توانید از رستوران جهت شرب، آب معدنی بگیرید.

4-امانات: پول واشیاء قیمتی خود را به صندوق امانات هتل بسپارید در غیر اینصورت مسوولیتی پذیرفته نخواهدشد.

5-نماز صبح: سرویس رفت به حرم حضرت رقیه سلام اله علیها  اکثرروزها قبل از اذان صبح درب هتل آماده می باشد.

6-نذورات:بهتر است نذورات خود رابرای حرمهای مطهر به روحانی کاروان تحویل داده درمقابل رسید دریافت نمایید.

7-تماس با ایران:هزینه تماس از ایران بسیار ارزانتر از تماس ازکشورسوریه می باشد بنابراین بهتراست یک سیم کارت شارژی سوری خریداری نموده ، شماره آنرا به خانواده خوددرایران بدهیدتاباشماتماس بگیرند.

8-پزشک ایرانی:برای رفاه حال شما پزشک ایرانی بصورت شبانه روزی در محل سازمان حج وزیارت واقع دردمشق- میدان مرجه ودرزینبیه درهتل جعفری ومیقات مستقر می باشد که پس از دریافت کارت بیمه خودازمدیرکاروان ، درصورت نیاز می توانید مراجعه فرمایید.

9-روحانی کاروان: درایام سفر فرصت را غنیمت شمرده از معارف اسلامی واحکام شرعی توسط روحانی کاروان خودبیشتر استفاده نمایید.

10-برنامه های فرهنگی: ازشما دعوت می شود دربرنامه های فرهنگی شامل دعای توسل ،دعای کمیل،سفره حضرت رقیه سلام اله علیها، مراسم سخنرانی وعزاداری هرروز بعد ازنماز صبح درحرم حضرت رقیه سلام اله علیها،ختم صلوات وختم قرآن،نقاشی ویژه کودکان و....شرکت نمایید.

11-رستوران:خواهشمند است به ساعات صرف غذا دررستوران دقت فرمایید زیرا درصورت تاخیر،امکان پذیرایی مطلوب وجود ندارد.

12-آب جوش: آب جوش درمحل رستوران موجود می باشد،ازفرستادن کودکان جهت آوردن آب جوش جدا پرهیز نمایید.         

13-احترام به حقوق دیگران:خواهشمند است دروعده های خود منظم باشید ودیگران رامنتظر خود نگذارید.

14-دستشویی:متاسفانه اکثر توالتهای فرنگی هتلها روبه قبله می باشد،باتوجه به اینکه روبه قبله ویا پشت به قبله نشستن دردستشویی حرام است،هنگام استفاده از توالت این موضوع رارعایت فرمایید.

15-عوارض خروج ازکشور:جهت عوارض خروج ازکشورسوریه برای هرنفر بالای 12سال باید مبلغی را قبل ازخروج ازسوریه پرداخت نمایید

که مقدارآن را می توانید از مدیرکاروان خود جویاشوید.

16-مدیر ایرانی هتل:درصورت بروز هرگونه مشکل مربوط به هتل می توانیدابتدا به پذیرش هتل اطلاع دهید ودر صورت عدم پاسخگویی ،

به مدیرثابت ایرانی مستقر درهتل مراجعه فرمایید.

17-نظرسنجی:خواهشمنداست درپایان سفر،فرمهای نظرسنجی رااز مدیر ایرانی هتل دریافت وپس ازتکمیل به صندوق مربوطه درهتل بیاندازید.

18-بارمجاز:بار مجازدرفرودگاه برای هرنفر 25کیلوگرم می باشد.درصورت داشتن بار اضافی به ازای هرکیلو گرم مبلغ 4دلار دریافت می شود

ضمناهمراه داشتن روغن زیتون در بار هوایی به دلیل قابل اشتعال بودن ممنوع می باشد.                                                                           

به امیددیدار شمادرسفرهای بعدی- التماس دعا                      
+ نوشته شده توسط فرهنگی وروابط عمومی دمشق در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 19:11 |

باسمه تعالی

 

                            درحدود 16 سال پیش برای دریافت گذرنامه اقدام کردم درحالی که گذرنامه پنج سال اعتبار داشت،در تمام این پنج سال نتوانستم حتی یکبار از آن استفاده کنم وبه خارج از کشور سفرکنم.

 یکسال پیش خیلی دلم هوای زیارت راکرده بود بادل سوخته از اهلبیت ع خواستم زیارت حرمهای مطهر خودشان را نصیب من کنندولی چون توان مالی نداشتم،امید زیادی نداشتم که به این آرزو دست پیدا کنم. ازطرفی بدنم بسیار ضعیف شده بود ومریض احوال بودم.                                                            

 

 درحدود یکسال پیش یک روز به همسرم گفتم من که توان جسمی ومالی ندارم که باهم به سفر زیارتی برویم،حداقل توبه زیارت برو ممکن است من بمیرم ونتوانم آرزوی تورا برای زیارت برآورده کنم.

 

                             به همسرم گفتم برای درافت گذرنامه جدید اقدام کن .انشااله تاچند ماه دیگر پول سفر  تورافراهم می کنم وبه زیارت سوریه می فرستم،چون من به همسرم خیلی مدیون هستم ودرزمان جنگ که جبهه بودم تمام زحمت زندگی بر دوش اوبود.خلاصه دخترم به دنبال گذرنامه رفت وبرای هردوی ما گذرنامه گرفت تااینکه در هشتم فروردین ماه امسال به کانون باز نشستگان سری زدم ودیدم مشغول ثبت نام برای سوریه هستند.

 

آقای عباسی مسوول ثبت نام گفت :نمی خواهی سوریه بروی؟

گفتم البته که می خواهم این آرزوی من وهمسرم است.

 

گفت:بیا که به آرزوی خودتان رسیدید آن هم در بهترین زمان ممکن در روز شهادت حضرت زهرا سلام اله علیها .شاید در تمام عمر یکدفعه چنین توفیقی حاصل شود که در چنین روزی بتوانی کنار حرم

 بی بی زینب کبری سلام اله علیها باشی.

 

خلاصه!روز جمعه 26 فروردین باهمسرم عازم سوریه شدیم واز ته دل به آرزوی خود رسیدیم .خدااز شما راضی باشد. ازلطف و محبت همه مسوولین تشکر می کنم.خدابه همه شما جزای خیر آخرت بدهد انشااله.

 

اکبر خوش نیازی 65ساله-اعظم بهروزآبادی 57ساله از تبریز

چهارشنبه 31فروردین ماه1390

+ نوشته شده توسط فرهنگی وروابط عمومی دمشق در چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 و ساعت 13:20 |

روایت است از امام کاظم علیه‌السلام که روزی عمرو بن عبید نزد پدرم حضرت صادق علیه‌السلام آمد و سلام کرد و نشست و این آیه را تلاوت نمود: «کسانی که اجتناب می‌کنند از گناهان کبیره و فراحش...» (سوره شوری _ 35) و ساکت شد.


حضرت فرمود چرا بقیه را نخواندی و ساکت شدی؟ عرض کردم خواستم بفرمایید تا بدانم گناهان کبیره چیست؟ حضرت فرمود:

شرک به خدا

بزرگترین گناه کبیره شرک به خداست و مشرک محروم از بهشت است چنان که می‌فرماید: «هر که برای خدا شریک قائل شود خدا بهشت را بر او حرام گرداند و جایگاهش آتش دوزخ باشد» (سوره مائده _ 76)

نا امیدی از رحمت خدا

بعد از شرک ناامیدی از رحمت خداست و هر که ناامید باشد کافر است چنان که در قرآن می‌فرماید: «نومید مشوید از رحمت خدا همانا مایوس نمی‌شوند از رحمت خدا مگر کافران» (سوره یوسف _ 87)

ایمنی از آزمایش

بعد از آن ایمنی از آزمایش و مجازات است و کسی از آزمایش خداوند ایمن نمی‌شود مگر زیان کاران چنان که در قرآن می‌فرماید: «از مکر خدا ایمن نمی‌گردند مگر جماعت زیانکاران» (سوره اعراف _ 97) دیگری عاق پدر و مادر شدن است و خداوند عاق را جبار شقی نامیده است چنان که در آیه 32 سوره مریم می‌فرماید: «و به نیکویی به مادر توصیه نمود و مرا ستمکار و شقی نگردانید»

قتل مومن

دیگری قتل مومن است بدون حکم شرعی و خداوند جایگاه قاتل را جهنم قرار داده چنان که می‌فرماید: «هر کس مومنی را به عمد بکشد مجازات او آتش جهنم است که در آن همیشه مغرب خواهد بود و خدا بر او خشم و لعن کند و عذابی بسیار شدید برایش مهیا سازد» (سوره نسا _ 95)

تهمت

دیگری تهمت و نسبت زنا دادن به کسی است و هر که چنین تهمتی بزند و عده عذاب به او داده شده چنان که می‌فرماید: "کسانی که به افراد با ایمان نسبت زنا داده‌اند در دنیا و آخرت ملعون خواهند بود و به عذاب سخت معذب خواهند شد» (سوره نور _ 23)

خوردن مال یتیم

و دیگر خوردن اموال یتیم است که آن هم در آخرت جز عذاب ثمر دیگری ندارد چنان که خداوند می‌فرماید: «آنان که اموال یتیمان را به ستمگری می‌خورند در حقیقت آنها در شکم خود آتش جهنم فرو می‌برند و به زودی در آتش افروخته خواهند افتاد» (سوره نسا _ 11)

فرار از جنگ

و دیگر فرار از جنگ است (که به دستور پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و یا امام علیه‌السلام و یا نائب خاص پیغمبر و امام واجب شده باشد) چنان که می‌فرماید: «هر که در روز جنگ فرار کرد همانا به طرف خشم و غضب خدا روی آورده و جایگاهش دوزخ که بدترین منزل است خواهد بود.»

خوردن ربا

و دیگری خوردن ربا است که خداوند در حق ربا خورندگان می‌فرماید: آن کسانی که ربا می‌خورند می‌فرماید: «آن کسانی که ربا می‌خورند مبعوث نمی‌شوند در قیامت از قبرهای خود مگر مانند آن که شیطان ایشان را با مس کردن مخبط کرده»

ساحر و جادوگر

دیگری سحر و جادو کردن و یاد گرفتن و یاد دادن آن است و خدای متعال در مذمت ساحران فرموده: «و محققا می‌دانند که هر که سحر کند، در عالم آخرت هرگز بهره‌ای از بهشت نخواهد یافت».

زنا

دیگری زنا کردن است و خدای تعالی وعده عذاب به زنا کنندگان داده چنان که می‌فرماید: «هر که زنا کند کیفرش را خواهد دید و عذابش در قیامت مضاعف و دو چندان شود و با ذلت و خواری به جهنم جاوید و ملخد گردد» (سوره فرقان _ 68)

قسم ناحق

و دیگری قسم نا حق یاد کردن است. یاد کنندگان ناحق در آخرت بهره‌ای از رحمت الهی ندارند چنان که می‌فرماید: «آنان که عهده خدا و سوگند خود را به بهایی اندک بفروشد اینان را در آخرت بهره و نصیبی از رحمت خداوندی نیست».

خیانت

و دیگری خیانت به دین و مملکت و اموال و ناموس مردم نمودن است و خائن را نیز به کیفر اعمالش می‌رسانند چنان که می‌فرماید: «هر کس خیانت کند روز قیامت به کیفر آن خواهد رسید» (سوره آل عمران _ 155)

ندادن زکات

و دیگری ندادن زکات است و خدای تعالی در حق مانعین زکات فرموده: «روزی که آن طلا و ذخایرشان در آتش جهنم گداخته شود و پیشانی و پشت و پهلویشان را بدتن داغ کنند» (سوره توبه _ 35)

شهادت دروع و کتمانش

و دیگری شهادت دروغ و ناحق دادن است که در آیه 72 سوره فرقان می‌فرماید: «...هر کس به دروغ و ناحق شهادت دهد مومن نیست و مرتکب گناه کبیره شده است». و دیگری کتمان شهادت نمودن است در جایی که آبرو و یا جان و یا اموال مومنی در معرض تلف و خطر باشد چنان که خدای متعال می‌فرماید:«شهادت را مخفی نکنید زیرا هر کس شهادت را کتمان کند البته به قلب گناه کار است» (سوره بقره _ 283)

شراب خواری و ترک نماز

و دیگری شراب خوردن است و خدای تعالی نهی از خوردن شراب و مسکرات دیگر فرموده هم چنان که از بت پرستی نهی نموده است و دیگری ترک نماز است و رسول خدا در ذم تارک الصلوة فرمود: «هر کس عمدا نماز را ترک نماید از امان و پناه رسول خدا خارج است».

نقض عهد و قطع رحم

و دیگری نقص عهد و قطع رحم نمودن است و خداوند ناقض عهد و قاطع رحم را لعن نموده به قولش که می‌فرماید: «برای ایشان است لعن خدا و منزلگاه بد نصیب آنهاست» (سوره وعد _ 25) پس عمروبن عبید از خدمت آن حضرت خارج شد و سخت به خود می‌پیچید و گریه شدید می‌نمود و می‌گفت هلاک شد آن که به رای خود فتوی می‌دهد و خود را در فضیلت و علم برابر شما می‌داند.

تذکر

(در شماره و تعداد گناهان کبیره اختلاف نظر وجود دارد در روایت فوق تعداد آن را بیست و در بعضی پنج و در بعضی هفت و در بعضی هفتاد شمرده شده است جهت اطلاع بیشتر از این موضوع به کتاب گناهان کبیره اثر شهید محراب آیة اله دستغیب مراجعه نمایید)

منبع

   ارشاد القلوب دیلمی _ ترجمه مسترحمی


 

+ نوشته شده توسط فرهنگی وروابط عمومی دمشق در سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 و ساعت 18:57 |
 

باسمه تعالی

            مقدمه

              اماکن مقدس، از دیرباز میعادگاه عاشقان و دلباختگان کوى دوست بوده و هست و جایگاهى است که دردمندان و جویندگان و تشنگان چشمه فیاض ولایت را بهره مند و ایشان را در مسیر «حیات طیبه» راهبرى مى نماید.

                                   حرم مطهر رئوس الشهدا ،حرمهای مطهر حضرت زینب سلام اله علیهاوحضرت رقیه سلام اله علیها،حرم حضرت سکینه سلام اله علیها،فضه خادمه، اسماءبنت عمیس و دیگر حرمها و اماکن مقدسه در کشور سوریه نه تنها از ویژگى فوق بهره مند است، که مى تواند با ارائه یک الگوى برتربه خصوص در حوزه «زنان»، چهره متعالى زن مسلمان را به تصویر کشد و هویت ارزشى زن را در جهان امروز، خاصه در حریم خانواده نشان داده و زمینه ارتقاء تربیتى جامعه را مهیا  نماید.اضافه برآن ،جای جای کشور  سوریه  قدمگاه اهلبیت امام حسین علیه السلام بوده وبستر مناسبی رابرای ارتباط زائر با خاندان عصمت وطهارت آماده می سازد.

         تاریخ کهن سوریه،وجود پیامبران اولوالعزم درسوریه ،وجود ادیان ومذاهب مختلف درسوریه ،همه وهمه بسترهای مناسبی را برای معرفی تاریخ اسلام،ادیان،مذاهب،مقایسه دین مبین اسلام بادیگر ادیان و...فراهم نموده است.                  

        با توجه به وجود ظرفیتهای مختلف موجود درسوریه،مى توان با یک ساختار مناسب فرهنگى زمینه ساز یک تحول فرهنگى عظیم در زائران این اماکن شده ،نه تنها زائران را با عرفان و حقیقت زیارت آشنا  نمود بلکه با بهره گیرى از اصل الگوسازى  رفتارى،  نظام  زندگى فردى و اجتماعى را با گزاره هاى دینى جهت داده، حاکمیت ارزش ها را در آن تثبیت نمو د وچهره واقعی یک ایرانی را دراین کشور به نمایش  گذاشت.

      در صورتى که به دنبال انجام این تحول فرهنگى باشیم،به یک مجموعه نظام مند فرهنگى نیاز داریم که در حداقل زمان بتواند با لحاظ کیفیت متعالى، گام هاى اساسى را جهت این تحول مبارک بردارد. واحد فرهنگی ، مجموعه اى است نظام مند که مى تواند در قالب  یک طرح و ساختار ویژه ضمن آشنا کردن زائران با فرهنگ و معارف دینى طریق زندگى دینى را نیز به صورت کابردى شده ارائه دهد. طرح زیر در بیان معرفى ساختارى است که بتواند این مهم را عملى نماید. امید است این طرح رضایت  و خشنودى  امام زمان علیه السلام و  نیز   عمه عزیز ایشان حضرت زینب سلام اله علیها را به دنبال داشته باشد. انشاءالله

ساختار نظام فرهنگی

1. تعریف

واحد فرهنگى ، مجموعه اى است فرهنگى - علمى و آموزشى که وظیفه دارد ضمن ایجاد انس و معرفت نسبت به اهل بیت علیهم السلام خاصه شخصیت حضرت زینب سلام اله علیهابه عنوان یک زن کامل مسلمان و نیز تبیین و تعمیق معارف و فرهنگ اهل بیت علیهم السلام خاصه آداب و حقیقت زیارت در سه حیطه دانش، بینش و منش، زمینه اى را فراهم نماید تا از طریق یک تعامل فعال و مستمر با نهادهاى فرهنگى سوریه با هدف کاربردى کردن فرهنگ اهل بیت علیهم السلام در متن زندگى زائران و ارائه یک الگوى متعالى از زن ولائى،   نسبت به ارتقاء مسائل فرهنگى زائران نیز اقدامات لازم را انجام دهد.

 

 

 

2- اهداف

الف ـ ایجاد تسهیلات فرهنگى براى زائران جهت انس و معرفت به اهل بیت علیهم السلام.

ب ـ آشنا نمودن زائران با حقیقت زیارت

ج - آشنا شدن زائران مخصوصاً زنان با هویت و شخصیت متعالى زن مسلمان از طریق تبیین شخصیت حضرت زینب سلام اله علیها            به عنوان (الگوى نمونه زن مسلمان)

د - کاربردى کردن فرهنگ اهل بیت علیهم السلام در متن زندگى مسلمانان.

ه - ارتقاء سطح دانش و بینش و منش زائران در حوزه معارف اسلامى، خاصه تربیت دینى.

و - احیاء فرهنگ مهدویت و کاربردى کردن آن در متن زندگى مردم

ز - اشاعه فرهنگ قرآن و عترت علیهم السلام از طریق تعامل فعال با کلیه مراکز و نهادهاى فرهنگى کشور سوریه.

3 - اصول و سیاست هاى راهبردى

الف - کلیه برنامه هاى فرهنگى نباید با اصول و مبانى دین اسلام و منویات امام راحل و مقام معظم رهبرى منافات داشته باشد.

ب - توجه ویژه به اصل (انتظار و مهدویت) و تلاش در جهت تبیین و تعمیق آن جهت زمینه سازی امر فرج.

ج - بهره گیرى از ظرفیت حوزه های علمیه در تمامى فعالیت هاى فرهنگى.

د - التزام عملى به اصل (ولایت فقیه) و تلاش در جهت تبیین و تعمیق آن.

ه - توجه به اصل (کاربردى کردن گزاره هاى دینى در متن زندگى) در برنامه ریزى و اجراى برنامه.

و - توجه به اصل (کلان نگرى) در تدوین برنامه هاى فرهنگى.

ز - اهتمام ویژه در تدوین برنامه هاى دراز مدت و سازماندهى فعالیت هاى کوتاه مدت بر اساس آن.

ح - بهره گیرى از ظرفیت علمى، آموزشى و فرهنگى کلیه مراکز و نهادهاى فرهنگى کشورسوریه و تعامل فعال با آنها.

ط - توجه ویژه به اصل (ابتناء فعالیت هاى فرهنگى بر پژوهش هاى کاربردى و واقع بینانه) که نیازهاى مخاطبان را تعیین و تحلیل نماید.

ی- توجه ویژه به تدوین برنامه هاى مرتبط با موضوع (زن مسلمان) با توجه به محوریت الگوئى حضرت زینب سلام اله علیها.

ک- توجه به اصل (مخاطب شناسى) با لحاظ جنسیت - نژاد - فرهنگ - سن - نیازشناسى در طراحى و اجراى برنامه هاى فرهنگى به منظور ارتقاء کیفى سطح فعالیت هاى فرهنگى، خاصه در حوزه بانوان.

ل- توجه به اصل (آسیب شناسى برنامه ها و فرایندها) جهت تطهیر از آفت ها و نیز ارتقاء کیفى برنامه هاى آینده.

م- توجه به اصل (نظارت و پیگیرى) در آغاز وانجام هر برنامه فرهنگى - علمى و آموزشى.

ن- توجه به اصل (ارزشیابى مستمر) به منظور نقد کیفى برنامه هاى انجام شده و زمینه سازى مفید جهت ارتقاء کیفى برنامه هاى آینده.

ص- توجه به اصل (نقد پذیرى) و اهتمام به بررسى انتقادها و پیشنهادى عموم زائران.

4 - ارکان

الف- مدیریت فرهنگى.    

ب-شوراى فرهنگى.

ج – رابطین فرهنگى.

       الف-مدیریت فرهنگى

          فردى است که مسئول مستقیم اجراى مصوبات شوراى  فرهنگى است که و نیز وظیفه دارد ضمن اجراى مطلوب مصوبات فرهنگى زمینه مناسب را جهت ارتقاء و سطح فعالیت هاى شوراى  فرهنگى مهیا نماید.                     

        ب- شوراى  فرهنگى

        مجموعه اى است فرهنگى مرکب از 5 عضو انتخابی فرهنگى که وظیفه دارد به عنوان بازوى مشورتى مدیر فرهنگی،  کلیه سیاست ها و کلیات برنامه هاى فرهنگى - علمى و آموزشى را تعریف و تصویب نموده تا پس از تأیید جهت اجرا ابلاغ شود.

         ج – رابطین فرهنگی

        نیروهایی هستند که حوزه  میانى مدیریت فرهنگى ومخاطبین که همان زائرین هستند را عهده دار مى باشند و وظیفه دارند جهت ارتقاء سطح مسائل فرهنگى در بخش هاى مختلف فرهنگی فعالانه تلاش نمایند.

5 - وظائف

                     الف - فعالیت ویژه

1. انتظام، انسجام و هماهنگى مجموعه فرهنگى به منظور ارتقاء کیفى فعالیت هاى فرهنگى.

2. زمینه سازى مناسب جهت تدوین برنامه فرهنگى مبتنى بر اصول پژوهش محورى و مخاطب شناسى و نیازسنجى.

3. پیگیرى لازم و نیز نظارت مستمر و ویژه بر برنامه ها و فعالیت هاى فرهنگى.

4. آسیب شناسى فعال و نیز ارزیابى نهائى فعالیت هاى انجام شده مبتنى بر اصول و سیاست ها و اهداف تعیین شده.

 

 

 

                ب - فعالیت هاى فرهنگى

1. مراسم (کلیه برنامه هاى مراسم تحت یک جدول تقویمى سالانه تنظیم مى شودکه در ادامه خواهدآمد)

الف - برگزارى مراسم ادعیه و مناجات در ایام هفته به صورت مستمربویژه دعای توسل ودعای کمیل

ب - برگزارى مراسم ویژه در اعیاد و وفیات اهل بیت علیهم السلام و نیز در شب هاى قدر.

ج - برگزارى مراسم براى مخاطبان ویژه کودک و نوجوان - جوان و بزرگسال.

د - برگزارى جلسات پاسخ به سئوالات عمومى متناسب با اصل مخاطب شناسى با لحاظ سن - جنسیت و... .

ه - برگزارى جلسات بحث آزاد و پاسخ به سئوالات و شبهات به صورت حضورى براى زائرین در ارتباط با موضوعات مختلف.

و - برگزارى جلسات وعظ و خطابه به صورت مستمر.

2. مسابقات

الف - برگزارى مسابقات حضورى و غیر حضورى جهت ارتقاء دانش و بینش زائران در موضوعات مختلف.

ب - برگزارى مسابقات قرآنى درقالب تصحیح حمدو سوره، مفاهیم ،حفظ سور کوتاه و......

ج - برگزارى مسابقات اینترنتى از طریق وبلاگ دفتر برای مقیمین ایرانی درسوریه.

د- برگزاری مسابقات داخلی کاروانهای زیارتی

ه- برگزاری مسابقات نقاشی ویژه کودکان

و-برگزاری مسابقات خاطره نویسی از سفر به سوریه ویژه زائران.

ز- برگزارى مسابقات ورزشی درمناسبتهای مختلف  ویژه پرسنل در سوریه.

3.فعالیت قرآنى و حدیثى

الف - برگزارى جلسات قرائت و تلاوت قرآن کریم ویژه خواهران وبرادران برای زائرین ،پرسنل وارگانهای ایرانی در سوریه

ب - برگزارى جلسات آموزش مفاهیم قرآنى براى کودک و نوجوان - جوان و بزرگسال.

ج - برگزارى جلسات تفسیر قرآن

د- برگزاری نماز جماعت همراه با بیان احادیث

 

4. نشریه

الف - تدوین و توزیع نشریه  بانوی کچک نینوا ویژه کودکان همراه با مسابقه

ب راه اندازی نشریه الکترونیکی شامل اخبار فعالیتهای فرهنگی موسسه دفتر دمشق به نشانی:

www.samendam.blogfa.com

5. فعالیت تفریحی،ورزشی

الف برگزارى اردو های یک روزه ویژه پرسنل دفتر

ب - برگزارى فوتبال هفتگی ویژه پرسنل دفتر

ج- نظارت بر شهربازی ویژه فرزندان پرسنل

    6- امور کتابخانه وسمعی بصری

ارتقاء سطح فعالیت کتابخانه عمومى پرسنل وزائرین از طریق:

الف - طبقه بندى موضوعى متن کتاب ها از طریق نمایه سازى فعال.

ب - تدوین بانک اطلاعات فعال موضوعى در حریم موضوع معارف اسلامى.

ج عضوگیری وخدمات دهی به پرسنل،خانواده ها وزائرین در حوزه کتابخانه.

د-تأسیس کتابخانه هاى تخصصى معارف اسلامى مخصوصاً کتابخانه تخصصى زنان.

ه-برگزارى جلسات کتاب خوانى - نقد کتاب براى جوانان و قصه خوانى براى کودکان و نوجوانان.

و- تدوین بروشور فرهنگی ویژه راهنمای کاروان

ز- توزیع سی دی وبروشور راهنمای دمشق بین زائرین.

ح-خدمات دهی بانک سی دی ویژه پرسنل.

ط-فیلمبرداری،تبدیل،تکثیروتوزیع سی دی برنامه ها بین زائرین.

 

 

 

7- فعالیت پژوهشى

الف- تولید مقالات ویژه جهت چاپ در نشریات داخلی شیعی و سایتهای فعال شیعی درسوریه.

ب- تولید جزوات ویژه جهت اعیاد - ایام میلاد - و وفیات اهل بیت علیهم السلام برای ارائه به روحانیون محترم کاروانها.

ج-پاسخ مکتوب به سئوالات و شبهات به صورت مستند.

د-ایجاد انگیزه پژوهشى در زائران جهت ورود به پژوهش در موضوعات جدید.

ه-پاسخگویی به مسائل شرعی زائران.

8- فعالیت آموزشى

الف- برگزارى دوره هاى آموزشى کوتاه مدت و بلند مدت جهت پرسنل وزائران، در قالب موضوعاتى چون اخلاق - عقاید - معارف دینى.

ب- برگزارى کلاس هاى ویژه جهت خواهران در قالب تعلیم و تربیت - خانواده - اخلاق - احکام ،تفسیر،تصحیح حمدوسوره و....

ج- راه اندازى طرح مکتب القرآن وهدایت ونظارت آموزشى آنها

د- برگزارى دوره هاى آموزش مجازى از طریق اینترنت ویزه پرسنل وارگانهای ایرانی مستقر در سوریه

رئوس مسائل مهم در حوزه مدیریت فرهنگى

1. عرفان و حقیقت زیارت.

2. کاربردى کردن فرهنگ اهل بیت علیهم السلام در متن زندگى

3. احیاء فرهنگ انتظار و مهدویت و تلاش جهت درک و باور حضور امام زمان علیه السلام (او ظاهر نیست ولى حاضر است)

4. احیاء و ارتقاء شخصیت زن مسلمان با تبیعت از الگوى متعالى حضرت زینب علیها السلام

5. ارتباط و تعامل با نهادهاى فرهنگى و بهره مند شدن از ظرفیت فرهنگى - علمى و آموزشى آنها.

 

+ نوشته شده توسط فرهنگی وروابط عمومی دمشق در دوشنبه هشتم فروردین 1390 و ساعت 12:58 |
درپی ارتحال حضرت آیه الله حاج آقا حسن امامی  ره مجلس بزرگداشتی از طرف دفتر موسسه ثامن الائمه علیه السلام در دمشق  با حضور زائرین ایرانی ونماینده مقام معظم رهبری در کشور سوریه حضرت آیه الله حسینی همراه با سخنرانی نماینده دفتر آیه الله مکارم شیرازی٬حجه الاسلام انصاری قمی در سالن اجتماعات هتل فرادیس٬واقع در میدان مرجه جنب وزارت داخلی سوریه برگزار شد.

حجه الاسلام انصاری درسخنان خود  به ابعاد شخصیتی مرحوم آیه الله امامی اشاره نمود وبیان کرد:مردم اصفهان دیانت خود را مدیون خاندان امامی هستند وی افزود من تا به حال توفیق خاکسپاری علمای بزرگی همچون آیه الله بهجت٬آّیه الله گلپایگانی٬آیه الله خوانساری٬حجه الاسلام سید احمد خمینی فرزند امام خمینی ره ونیز آیه الله حاج آقا احمد امامی اخوی  آیه الله حاج آقا حسن امامی را داشته ام وقرار بود توفیق خاکسپاری ایشان را هم داشته با شم که سفر سوریه پیش آمد .ایشان به بیان خاطرات بسیار جالبی در این ارتباط پرداخت.


درراستای سیاستهای فرهنگی موسسه صبح روز چهارشنبه ۱۸ اسفند۸۹باحضور آقای سرداری ٬مدیریت مدارس ایرانی سوریه ٬اردن ولبنان وآقای گلابچیان مدیریت دفتر موسسه ثامن الائمه علیه السلام در دمشق و حجه الاسلام غزالی مدیریت فرهنگی دفتر دمشق وآقای شاهزیدی مدیریت مدارس موسسه ثامن الائمه علیه السلام درایران٬جلسه ای دردفتر موسسه دردمشق برگزار گردید.

دراین جلسه ویژگیهای طرح پیش دبستانی مکتب القرآن وطرح قرآنی شکوفه ها ویژه کودکان دبستانی مطرح شد ومقرر گردید پس از کارشناسی بیشتر ٬برنامه ریزی لازم جهت اجرای این طرحها در مدارس ایرانی دمشق با همکاری موسسه ثامن الائمه علیه السلام  انجام گیرد.


جشن میلاد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم وامام صادق علیه السلام در دونوبت ظهر وشب در محل سالن اجتماعات رستوران السیران با سخنرانی حجه الاسلام شیرازی ارفع نماینده بعثه مقام معظم رهبری درکشورسوریه وزائرین موسسه ثامن الائمه علیه السلام همرا با صرف غذا در روز دوشنبه ۲ اسفند۸۹ برگزار گردید. دراین جلسه گروه قرآنی اعزامی از طرف موسسه شامل گروه تواشیح بشارت ٬آقای مقدم وآقای کبیری به اجرای برنامه پرداختند.


+ نوشته شده توسط فرهنگی وروابط عمومی دمشق در چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389 و ساعت 12:53 |

داستان  

دخترک تشنه دنبال امام حسین علیه السلام :
هلال بن نافع می گوید در میان دو صف لشگر (دشمن) ایستاده بودم،دیدم کودکی از حرم امام حسین علیه السلام بیرون آمد، امام به سوی میدان آمد،کودک با گام های لرزان دوان دوان خود را به امام علیه السلام رسانید دامن آن حضرت را گرفت و گفت:یا أبَه!اُنظُر اِلَیَّ فَإنّی عَطشانٌ(ای پدر به من بنگر و ببین من تشنه ام).این تقاضای جگرسوز ازآن کودک شیرین زبان
مانند نمکی بود که بر زخم های امام علیه السلام پاشیده شد،به طوری که اشک از دیدگان حسین علیه السلام جاری گشت و فرمود: بُنَیَّه الله یُسقیکِ فَإنَّهُ وَکیلی(دخترم می دانم تشنه ای خداوند تو را سیرآب کند که او وکیل و پناهگاه من است).هلال گفت: پرسیدم این دختر کیست و با امام حسین علیه السلام چه نسبتی دارد؟ گفتند : او رقیه سلام الله علیها دختر سه ساله ی امام حسین علیه السلام بود.(27)

به تبع عزیزان :
 

عصر عاشورا که دشمنان برای غارت به خیمه ها ریختند،در درون خیمه ها مجموعا 23 کودک از اهل البیت8را یافتند.به عمر سعد(لعنه الله علیه)گزارش دادند که این 23 کودک بر اثر شدت تشنگی در خطر مرگ هستند،عمر سعد (لعنه الله علیه)اجازه داد به آنها آب بدهند وقتی که نوبت به حضرت رقیه سلام الله علیها رسید آن حضرت ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوی قتله گاه حرکت کرد یکی از سپاهیان دشمن پرسید،کجا میروی؟حضرت رقیه سلام الله علیها فرمود:بابایم تشنه بود می خواهم او را پیدا کنم و برایش آب ببرم.او گفت:آب را خودت بخور.پدرت را با لب تشنه شهید کردند!حضرت رقیه سلام الله علیها در حالی که گریه می کرد فرمود:پس من هم آب نمی آشامم.(28)

یادگار پدر :
 

از کتاب سرور المؤمنین نقل شده است حضرت رقیه سلام الله علیها هر بار هنگام نماز،سجاده ی پدر را پهن می کرد و آن حضرت بر روی آن نماز می خواند.ظهر عاشورا طبق عادت سجاده ی پدر را پهن کرد و به انتظار نشست ولی پس از مدّتی ناگهان دید شمر(لعنه الله علیه)وارد خیمه شد.رقیه سلام الله علیها فرمود:آیا پدرم را ندیدی؟شمر(لعنه الله علیه)بعد از آنکه کودک را در کنار سجاده چشم براه پدر دید،به غلام خود گفت:این دختر را بزن!غلام به این دستور عمل نکرد.شمر(لعنه الله علیه)پیش آمد و چنان سیلی به صورت آن نازدانه زد که عرش خداوند به لرزه در آمد.(29)

صدای پدر :
 

در کتاب مبکی العیون آمده است،در شب شام غریبان،حضرت زینب سلام الله علیها در زیر خیمه ی نیم سوخته اندکی خوابید.در عالم خواب مادرش حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها را دید و عرض کرد مادر جان از حال ما با خبری؟حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند تاب شنیدن ندارم.حضرت زینب سلام الله علیها عرض کردند پس شکوه ام را به چه کسی بگویم؟حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمودند: من خود هنگامی که سر از بدن فرزندم حسین علیه السلام جدا می کردند حاضر بودم اکنون برخیز و رقیه سلام الله علیها را پیدا کن.حضرت زینب سلام الله علیها برخاستند هر چه صدا زد،حضرت رقیه سلام الله علیها را نیافت با خواهرش امّ کلثوم سلام الله علیها در حالی که گریه می کردند و ناله سر میدادند،از خیمه بیرون آمدند و به جستجو پرداختند؛تا این که نزدیک قتلگاه صدای او را شنیدند. آمدند کنار بدنهای پاره پاره؛دیدند رقیه سلام الله علیها خود را روی پیکر پدر افکنده و در حالی که دست هایش را به سینه ی پدر چسبانیده درد دل می کند.حضرت زینب سلام الله علیها اورا نوازش کرد.در این وقت سکینه سلام الله علیها نیز آمد و با هم به خیمه بازگشتند. در مسیر راه سکینه سلام الله علیها از رقیه سلام الله علیها پرسید:چگونه پیکر پدر را جستی؟او پاسخ داد:آن قدر پدر پدر کردم که ناگاه صدای او را شنیدم که فرمود:بیا اینجا من در اینجا هستم.(30)

سخن با معشوق :
 

در کتاب بحر الغرائب ج2 قریب به این مضامین می نویسد:حارث که یکی از لشگریان یزید(لعنه الله علیه) بود گفت:یزید (لعنه الله علیه) دستور داد سه روز اهل بیت علیهم السلام را پشت دروازه ی شام نگاه بدارند تا تزئین شهر کامل شود.حارث گوید شب اول من به شکل خواب بودم دیدم دختری کوچک بلند شد و نگاهی کرد دید لشکر از خستگی راه خوابیده اند و کسی بیدار نیست،امّا فوراً از ترسش باز نشست و باز بلند شد و چند قدم آمد به طرف سر امام حسین (ع) که به درختی که نزدیک خرابه دم دروازه ی شام آویزان بود.آری به طرف آن درخت و سر مقدس آمد و از ترس برگشت. تاچند مرتبه. آخر الامر زیر درخت ایستاد و به سر بابایش نگاه کرد،و کلماتی فرمود و اشک ریخت. سپس دیدم سر مقدس امام حسین علیه السلام پایین آمد و در مقابل نازدانه قرار گرفت و رقیه3گفت:السَلامُ عَلَیکَ یا أبَتاه وا مُصیبَتاهُ بَعدَ فِراقِک و اغُربَتاه بَعدَ شَهادَتِک.بعد دیدم سر مقدس با زبان فصیح فرمود:دختر من مصیبت تو و زجر و تازیانه و روی خار مغیلان دویدن تو تمام شد و اسیریت به پایان رسید ای نور دیده چند شب دیگر به نزد ما خواهی آمد برآنچه بر شما وارد شد صبر کن که جزاء و مزد او شفاعت را در بر دارد.حارث می گوید من خانه ام نزدیک خرابه ی شام بود،از این که حضرت به او فرموده بود نزد ما خواهی آمدمنتظر بودم کی از دنیا می رود،تا یک شبی شنیدم صدای ناله و فریاد از میان خرابه بلند است، پرسیدم چه خبرا ست گفتند:حضرت رقیه سلام الله علیها از دنیا رفته است.(31) نیز حضرت حجه الاسلام صدر الدین قزوینی در جلد 2 کتاب شریف ثمرات الحیاه به سند خود آورده است.حضرت رقیه سلام الله علیها لب خود را به بر لب پدرش امام حسین علیه السلام نهاد و آن حضرت فرمود:الیّ الیّ،هلمی،فإذا لک بالانتظار.(ا ی نور دیده،بیا بیا به سوی من که من چشم به راه تو می باشم)و در اینجا بود که که دیدند حضرت رقیه سلام الله علیها از دنیا رفتند.(32)ونیز آمده سر امام حسین علیه السلام را در طبقی گذاشتند و روی آن را با حوله ای پوشاندند و نزد رقیه سلام الله علیها آوردند و جلوی او گذاشتند.رقیه سلام الله علیها گفت:این چیست؟من پدرم را می خواهم،غذا نمی خواهم.گفتند:پدر تو در همین جاست.رقیه سلام الله علیها حوله را برداشت ناگهان سر بریده ای را دید، گفت این سر کیست؟ گفتند سر پدرت می باشد.سر را برداشت و به سینه اش چسبانید و می گریست و چنین می گفت:
یا اَبَتاه!مَن ذَاالَّذی خَضَبَ بِدِمائِک؟یا اَبَتاه!مَن ذَاالَّذی قَطَعَ وَریدَک؟یا اَبَتاه!مَن ذَاالَّذی أیتَمَنی عَلی صِغَرِسِنی؟یا اَبَتاه لِلیَتیمَهِ حَتّی تَکبُرَ...؟یا اَبَتاه!لَیتَنی تَوَسَّدتُ التُراب و لا اَری شَیبَکَ مُخضباً بِالدِّماءِ.(ای بابا جان!چه کسی تورا به خونت رنگین کرد؟چه کسی رگهای گردنت را برید؟چه کسی مرا در کودکی یتیم کرد؟دختر بی بابا به که پناه ببرد تا بزرگ شود؟کاش نابینا بودم. کاش خاک را بالش زیر سر قرار می دادم،ولی محاسن تو را خضاب شده به خون نمی دیدم.(33)

غسل جانسوز :
 

هنگامی که زن غساله بدن حضرت سلام الله علیها را غسل می داد، ناگاه دست از غسل کشید و گفت : سرپرست این اسیران کیست؟
حضرت زینب سلام الله علیها فرمود چه می خواهی؟غساله گفت:این دختربه چه بیماری مبتلا بوده که بدنش کبود است؟ حضرت زینب سلام الله علیها در پاسخ فرمود: ای زن! او بیمار نبوده است؛این کبودیها آثار تازیانه ها و ضربه های دشمنان است. (34) و در روایت دیگر است که آن زن دست از غسل کشید و دستهایش را بر سرش زد و گریست. گفتند چرا بر سر می زنی؟ گفت: مادر این دختر کجاست تا به من بگوید چرا قسمت هایی از بدن این دخترک سیاه شده است؟ گفتند: این سیاهی ها اثر تازیانه های دشمن است.(35)

امانت :
 

در کتاب ریاض القدس جلد2،آمده هنگامی که مردم شام برای وداع با اهل بیت علیهم السلام آمده بودند حضرت زینب سلام الله علیها از فرصت استفاده های بسیار کرد از جمله اینکه هنگام وداع ناگاه سر از هودج بیرون آورد و خطاب به مردم شام فرمود: ای اهل شام از ما در این خرابه امانتی مانده است جان شما و جان این امانت هرگاه کنار قبرش بروید(او در این دیار غریب است)آبی بر سر مزارش بپاشید و چراغی در کنار قبرش روشن کنید.(36)
درد دل حضرت زینب سلام الله علیها با برادر :
حضرت زینب سلام الله علیها با باران اشک خاک مزار برادر را می شوید.یاد رقیه سلام الله علیها دل عمه اش را آتش می زند او می گوید: برادر جان !همه ی کودکانی که به من سپرده بودی همراه خود آوردم غیر از رقیه ات سلام الله علیها که او را در شهر شام با دلی پر خون و غمبار به خاک سپردم.(37)

ب- مؤیداتی با استناد به کرامات و معجزات
 

از حضرت رقیه سلام الله علیها و مرقد مطهرایشان در طول تاریخ کرامات متعددی بروز کرده است که به چند نمونه اشاره ای خواهیم کرد.
بگو چند جمله از مصیبت دخترم رقیه سلام الله علیها را بخواند :
مرحوم حاج میرزا علی محدث زاده متوفای محرم 1396 ه.ق فرزند محدث عالی مقام حاج شیخ عباس قمی رضوان الله تعالی علیه،از وعاظ و خطبای مشهور تهران بودند ایشان می فرمودند یک سال به بیماری و ناراحتی حنجره و گرفتگی صدا مبتلا شده بودم،تاجایی که منبر رفتن و سخنرانی کردن برای من ممکن نبود. مسلّم هر مریضی در چنین موقعی به فکر معالجه می افتدو من نیز به طبیبی متخصص و با تجربه مراجعه کردم.پس از معالجه معلوم شد بیماریم آنچنان شدید است که بعضی از تارهای صوتی از کار افتاده و فلج شده و اگر لا علاج نباشد صعب العلاج است.طبیب معالج در ضمن نسخه ای که نوشت دستور استراحت داد و گفت که باید تا چند ماه از منبر رفتن خودداری کنم با کسی حرف نزنم و اگر چیزی بخواهم یا مطلبی را از زن و بچّه ام انتظار داشته باشم آنها را بنویسم ، تا در نتیجه ی استراحت مداوم و استعمال دارو،شاید سلامتی از دست رفته مجدداً به من بازگردد.من هم با چنین پیش آمدی،چاره ای جز توسل به ذیل عنایات امام حسین علیه السلام نداشتم.روزی بعد از نماز ظهر و عصر حال توسل به دست آمد و خیلی اشک ریختم و سالار شهیدان حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام را که به وجود مقدس ایشان متوسل بودم مخاطب قرار دادم و گفتم:یا بن رسول الله6صبر در مقابل چنین بیماری برای من طاقت فرساست.علاوه بر این من اهل منبرم و مردم ا ز من انتظار دارند برایشان منبر بروم.من از اول عمر تا بحال علی الدوام منبر رفته ام و از نوکران شما اهل بیتم،حالا چه شده که باید یکباره از این پست حساس بر اثر بيمارى كنار باشم.ضمناً ماه مبارك رمضان نزديك است ،دعوتها را چه كنم؟ آقا عنايتى بفرما تا خدا شفايم دهد.به دنبال اين توسل، طبق معمول كم كم خوابيدم. در عالم خواب، خودم را در اطاق بزرگى ديدم كه نيمى از آن منور و روشن بود و قسمت ديگر آن كمى تاريك در آن قسمت كه روشن بود حضرت مولى الكونين امام حسين علیه السلام را ديدم كه نشسته است. خيلى خوشحال و خوشوقت شدم و همان توسلى را كه در حال بيدارى داشتم در حال رويا نيز پيدا كردم. بنا كردم عرض ‍ حاجت نمودن، و مخصوصاً اصرار داشتم كه ماه مبارك رمضان نزديك است و من در مساجد متعدد دعوت شده ام، ولى با اين حنجره از كار افتاده چطور مى توانم منبر رفته و سخنرانى نمايم و حال آنكه دكتر منع كرده كه حتى با بچه هاى خود نيز حرفى نزنم. چون خيلى الحاح و تضرع و زارى داشتم، حضرت اشاره به من كرد و فرمود به آن آقا سيد كه دم درب نشسته بگو چند جمله از مصيبت دخترم(رقيه سلام الله علیها)را بخواند و شما كمی اشك بريزيد، ان شاء الله تعالى خوب مى شويد. من به درب اطاق نگاه كردم ديدم شوهر خواهرم آقاى حاج آقا مصطفى طباطبائى قمى كه از علما و خطبا و از ائمه جماعت تهران مى باشد نشسته است. امر آقا را به شخص نامبرده رساندم. ايشان مى خواست از ذكر مصيبت خوددارى كند، حضرت سيدالشهدا (ع) فرمودند روضه دخترم را بخوان. ايشان مشغول به ذكر مصيبت حضرت رقيه سلام الله علیها شد و من هم گريه مى كردم و اشك مى ريختم، اما متاسفانه بچه هايم مرا از خواب بيدار كردند و من هم با ناراحتى از خواب بيدار شدم و متاسف و متاثر بودم كه چرا از آن مجلس پر فيض محروم مانده ام، ولى ديدن دوباره آن منظره عالى امكان نداشت.همان روز، ويا روز بعد، به همان متخصص مراجعه نمودم. خوشبختانه پس ‍ از معاينه معلوم شد كه اصلا اثرى از ناراحتى و بيمارى قبلى در كار نيست. او كه سخت در تعجب بود از من پرسيد شما چه خورديد كه به اين زودى و سريع نتيجه گرفتيد؟من چگونگى توسل و خواب خودم را بيان كردم.دكتر قلم در دست داشت و سر پا ايستاده بود، ولى بعد از شنيدن داستان توسل من بى اختيار قلم از دستش بر زمين افتاد و با يك حالت معنوى كه بر اثر نام مولى الكونين امام حسين علیه السلام به او دست داده بود پشت ميز طبابت نشست و قطره قطره اشك بر رخسارش مى ريخت. لختى گريه كرد و سپس گفت: آقا، اين ناراحتى شما جز توسل و عنايت و امداد غيبى چاره و راه علاج ديگرى نداشت.(38)

زن فرانسوی در کنار قبر مطهر :
 

جناب حجه الاسلام و المسلمين آقاى حاج شيخ محمد مهدى تاج لنگرودى (واعظ) صاحب تأليفات كثيره، در كتاب توسلات يا راه اميدواران صفحه 161، چاپ پنجم چنين مى نويسد:يكى از دوستانم كه خود اهل منبر بوده و در فن خطابه و گويندگى از مشاهير است و مكرر براى زيارت قبر حضرت رقيه بنت الحسين8به شام رفته است،روى منبر نقل مى كرد:در حرم حضرت رقيه3زن فرانسويى را ديدند كه دو قاليچه گران قيمت به عنوان هديه به آستانه مقدسه آورده است. مردم كه مى دانستند او فرانسوى و مسيحى است از ديدن اين عمل در تعجب شدند و با خود گفتند كه چه چيز باعث شده كه يك زن نامسلمان به اين جا آمده و هديه قيمتى آورده است؟ چنين موقعى است كه حس كنجكاوى در افراد تحريك مى شود. روى همين اصل از او علت اين امر را پرسيدند و او در جواب گفت همان گونه كه مى دانيد من مسلمان نيستم، ولى وقتى كه از فرانسه به عنوان ماموريت به اين جا آمده بودم در منزلى كه مجاور اين آستانه بود مسكن كردم. اول شبى كه مى خواستم استراحت كنم صداى گريه شنيدم. چون آن صداها ادامه داشت و قطع نمى شد. پرسيدم اين گريه و صدا از كجاست؟ در جواب گفتند: اين گريه ها از جوار قبر يك دخترى است كه در اين نزديكى مدفون است. من خيال مى كردم كه آن دختر امروز مرده و امشب دفن شده است كه پدر و مادر و ساير بازماندگان وى نوحه سرايى مى كنند. ولى به من گفتند الان متجاوز از هزار سال است كه از مرگ و دفن او مى گذرد. برشگفتى من افزوده شد و با خود گفتم كه چرا مردم بعد از صدها سال اين گونه ارادت به خرج مى دهند؟ بعد معلوم شد اين دختر با دختران عادى فرق دارد: او دختر امام حسين (ع) است كه پدرش را مخالفين و دشمنان كشته اند و فرزندانش را به اين جا كه پايتخت يزيد(لعنه الله علیه) بوده به اسيرى آورده اند و اين دختر در همين جا از فراق پدر جان سپرده و مدفون گشته است. بعد از اين ماجرا روزى به اين جا آمدم. ديدم مردم از هر سو عاشقانه مى آيند و نذر مى كنند و هديه مى آورند. متوسل مى شوند. محبت او چنان در دلم جا باز كرد كه علاقه زيادى به وى پيدا كردم. پس از مدتى به عنوان زايمان مرا به بيمارستان و زايشگاه بردند. پس از معاينه به من گفتند كودك شما غير طبيعى به دنيا مى آيد و ما ناچار از عمل جراحى هستيم . همين كه نام عمل جراحى را شنيدم دانستم كه در دهان مرگ قرار گرفته ام. خدايا چه كنم، خدايا ناراحتم، گرفتارم چه كنم، چاره چيست؟ و انديشيدم كه ، چاره اى بجز توسل ندارم، و بايد متوسل شوم ... به ناچار دستم را به سوى اين دختر دراز كرده و گفتم: خدايا به حق اين دخترى كه در اسارت كتك و تازيانه خورده است و به حق پدرش كه امام بر حق و نماينده رسولت بوده است و او را از طريق ظلم كشته اند قسم مى دهم مرا از اين ورطه هلاكت نجات بده. آنگاه خود اين دختر را مخاطب قرار داده و گفتم : اگر من از اين ورطه هلاكت نجات يابم 2 قاليچه قيمتى به آستانه ات هديه مى كنم. خدا شاهد است پس از نذر كردن و متوسل شدن، طولى نكشيد برخلاف انتظار اطبا و متصديان زايمان، ناگهان فرزندم به طور طبيعى متولد شد و از هلاكت نجات يافتم. اينك نيز به عهد و نذرم وفا كرده و قاليچه ها را تقديم مى كنم.(39)
مادر مسيحى با ديدن كرامت از رقيه سلام الله علیها مسلمان شد:
جناب حجه الاسلام و المسلمين آقاى سيّد عسكر حيدرى، از طلاب علوم دينيه حوزه علميه زينبيه سلام الله علیها شام چنين نقل كردند:روزى زنى مسيحى دختر فلجى را از لبنان به سوريه مى آورد. زيرا دكترهاى لبنان او را جواب كرده بودند.زن با دختر مريضش نزديك حرم با عظمت حضرت رقيه سلام الله علیها منزل مى گيرد تا در آنجا براى معالجه فرزندش به دكتر سوريه مراجعه كند،تا اينكه روز عاشورا فرا مى رسد و او مى بيند مردم دسته دسته به طرف محلى كه حرم مطهر حضرت رقيه سلام الله علیها آنجاست مى روند.از مردم شام مى پرسد اينجا چه خبر است؟ مى گويند اينجا حرم دختر امام حسين سلام الله علیها است. او نيز دختر مريضش را در منزل تنها گذاشته درب اطاق را مى بندد و به حرم حضرت سلام الله علیها مى رود. آنجا متوسل به حضرت رقيه سلام الله علیها مى شود و گريه مى كند، به حدى كه غش مى كند و بيهوش مى افتد. در آن حال كسى به او مى گويد بلند شو برو منزل دخترت تنهاست و خدا او را شفا داده است. برخاسته به طرف منزل حركت مى كند و مى رود درب منزل را مى زند،مى بيند دخترش دارد بازى مى كند.وقتى مادر جوياى وضع دخترش مى شود و احوال او را مى پرسد،دختر در جواب مادر مى گويد وقتى شما رفتيد دخترى به نام رقيه سلام الله علیها وارد اطاق شد و به من گفت بلند شو تا با هم بازى كنيم .
آن دختر به من گفت : بگو بسم الله الرحمن الرحيم تا بتوانى بلند شوى و سپس دستم را گرفت و من بلند شدم ديدم تمام بدنم سالم است او داشت با من صحبت مى كرد كه شما درب را زديد،گفت : مادرت آمد.سرانجام مادر مسيحى با ديدن اين كرامت از دختر امام حسين سلام الله علیها مسلمان شد.(40)

شفاى دوباره :
 

حجه الاسلام آقاى سيد شهاب الدين حسينى قمى واعظ، طى مكتوبى در تاريخ 27 ذى قعده 1414 قمرى برابر 18/2/73 مرقوم داشته اند كه:آقاى احمد اكبرى،مداح تهرانى،براى ايشان جريان شفا گرفتن در زندگى دوباره خود را كه از عنايات بى بى حضرت رقيه3بود، چنين تعريف كرده است:به دردى مبتلا شده بودم كه اطبّا نااميدم كردند. خلاصه كميسيون پزشكى تشكيل و بنا شد مرا عمل كنند.قبل از عمل به من گفتند ممكن است عمل خوب باشد و ممكن است بد.عمل كردند و نتيجه اى مثبت بعد از عمل حاصل نشد معاینه می کردنند تا اینکه روزی به من گفتند مرگ تو حتمی است وصيت كن و با زن و بچه ات ديدار و خداحافظى نما. من هم دست و پايم بسته و روى تخت افتاده بودم، فرستادم همه آمدند.وصيت كرده جريان را گفتم و با بچه ها ديدار و وداع كردم. از جمله طفل كوچكى بغلى بود كه او را خم كردند و من صورتش را بوسيدم. همه گريان و افسرده از اطاق بيمارستان بيرون رفتند تا براى تحويل گرفتن جسد من و جريان مرگ و دفن و ناله آماده شوند. با همان وضع دردناك متوسل شدم به حضرت رقيه سلام الله علیها و اشعارى و ذكر توسلى داشتم. چند لحظه نگذشت كه ديدم خانمى مثل ماه پاره جلوى تخت من حاضر شده و مرا با اسم و شهرت صدا زد: برخيز.تعجب كردم.اين كيست كه مرا مى شناسد و اسمم را مى برد؟ گفتم لابد دختر يكى از هم اطاقيهاى من است كه براى احوالپرسى آمده است. دوباره فرمود: پاشو.گفتم: نمى توانم،دست و پايم بسته است و حقّ حركت ندارم فرمود:كجا دست و پاى تو بسته است؟ بلند شو. نگاه كردم ديدم دست و پايم باز است. فرمود: چرا بلند نمى شوى؟گفتم:عمل كرده ام و نبايد از جا حركت كنم.گفت :كجا را عمل كرده اى؟ ببينم.نگاه كردم، ديدم اصلا اثرى از عمل در بدن من نيست و جاى عمل جوش خورده،كانّه عملى واقع نشده است. تعجب كردم. پرسيدم شما كى هستيد؟ فرمودند: مگر مرا صدا نكرده،و به من متوسل نشده بودى؟ و از نظرم غايب شد. با سلامت كامل از تخت برخاستم و لباسم را پوشيدم و بيرون آمدم و جريان كرامت و عنايت بى بى را به همه گفتم و من هم در خيلى از منابر و مجالس اين معجزه تكان دهنده را نقل كرده ام.(41)

آستان مقدس
 

من گلابم بوى گل جوييد از من زآنكه آيد
بوى دلجوى حسين از خاك پاك با صفايم
اى (رسا) از آستانش هر چه خواهى آرزو كن
عاجز از اوصاف اين گل مانده طبع نارسايم
چنانكه در بخش اسناد آوردیم سنگ نوشته ی موجود در درگاه حرم مطهر سندی معتبر بر صاحب بقعه و شرافت این مکان دارد و این حرم در قرون اخیر بارها مورد تعمیر و بازسازی قرار گرفته است. يك بار در سال 1280 هجرى قمرى به دست يكى از سادات محترم به نام سيد مرتضى انجام شده وآخرين تعمير آن قبل از سالهاى اخير نيز به وسيله ميرزا على اصغر خان اتابك امين السلطان صدراعظم ايران در سال 1323 هجرى قمرى انجام گرفته است،در مورد تعمير اخير،مرحوم علامه سيد محسن امين عاملى متوفاى 1371 هجرى قمرى،اشعارى سروده كه بر بالاى درب مرقد حضرت رقيه3نقش شده است و از جمله آنها اين دو بيت است،كه خود او در اعيان الشيعه نقل مى كند و بيت آخر،ماده تاريخ تعمير مرقد اين مظلومه است.
له ذوالرتبه العليا على
وزير الصدر فى ايران جدّد
و قد اَرَّختها تزهو بناء
بقبر رقيه من آل احمد (ص)
در اين اواخر، به علت كثرت توجه علاقمندان خاندان اهل بيت علیهم السلام به قبر اين دختر معصومه و كوچكى محل و گنجايش نداشتن آن براى زايرين،مرحوم مغفور حاج شيخ نصر الله خلخالى در صدد بر آمد كه حرم مخدره راتوسعه دهد و بدين منظور با كمك عده اى از نيكوكاران و محبان اين خاندان،خانه هاى اطراف حرم را خريدارى كرد.ولى به خاطر تعصبهاى جاهلانه و طمعكاريهاى مغرضانه جمعى از صاحبان خانه ها از تخليه بيوت خوددارى كردند.از آنجا كه بناى ساختمان جديد به منظور تاسيس يك محل عبادى بود،متصديان امر نمى خواستند متوسل به زور شوند،با اينكه شرعا چنين حقى را داشتند،لذا تخليه و تخريب كامل خانه هاى اطراف چندين سال به طول انجاميد و چشم علاقمندان و مشتاقان به انتظار بود تا آنكه بحمدالله در نتيجه مساعى و بذل و بخشش ‍ بى دريغ بانيان و متصديان،كه اضعاف ومضاعف قيمت استحقاقى را به صاحبان خانه ها پرداخت كردند،در تاريخ 1364 هجرى شمسی برابر 1984 ميلادى با حضور بعضى از مسؤلين و مقامات دولتى سوريه و جمعى از علما و روحانيون رسما شروع به ساختمان شد.ضمنا براى اطمينان بيشتر از استحكام بنا مسير رودخانه اى را كه در داخل بناى فعلى بود هر چند قبلا تغيير داده بودند، به طور كلى از ساختمان حرم بيرون بردند،و اين تغيير پنج ماه به طول انجاميد.سپس شروع به پى ريزى بناى جديد حرم گرديد.مجموع مساحت ساختمان تقريبا 4500 متر مربع است كه 600 متر مربع تقريبى از اين مساحت فضاى باز، و باقى زيربنا است.در قسمت جنوبى ساختمان،مسجدى به وسعت 800 متر مربع (40*20) ساخته شده است كه وسعت حرم و رواقهايش در بناى جديد تقريبا 2600 متر مربع گردیده است. (42)

حضرت رقیه سلام الله علیها در آئینه ی اشعار
 

شعرای بسیار زیادی در قالب مثنوی، قصیده غزل ترجیع بند و رباعی درباره ی حضرت رقیه سلام الله علیها اشعاری بسیار سروده اند که این خود از مؤیدات تاریخی و عرفی وجود نازنین ایشان می باشد. از این دست می توان به شعر سیف بن عمیره از صحابه ی بزرگوار امام صادق (ع) که در بخش اسناد تاریخی ذکر شد و شامل 106 بیت بوده و در بیت 105 اسم خود و در بیت های 73 و 75 عینا اسم علیا مخدره رقیه (س) را آورده است که سند آن هم ذکر گردید اشاره نمود و اشعار دیگری که در طول قرن ها مکرراً سروده شده مؤید این مطلب می باشد ، بعنوان نمونه به یکی از این سروده ها و اشعار اشاره می کنیم :

 

 

دیوان کمپانی :
 

صبا به پير خرابات از خرابه شام
ببر ز كودك زار، اين جگر گداز پيام
كه اى پدر ز من زار هيچ آگاهى
كه روز من شب تار است و صبح روشن شام
به سرپرستى ما سنگ آيد از چپ و راست
به دلنوازى ماها ز پيش و پس دشنام
نه روز از ستم دشمنان تنى راحت
نه شب ز داغ دل آرامها دلى آرام
به كودكان پدر كشته ، مادر گيتى
همى ز خون جگر مى دهد شراب و طعام
چراغ مجلس ما شمع آه بيوه زنان
انيس و مونس ما ناله دل ايتام
فلك خراب شود كاين خرابه بى سقف
چه كرده باتن اين كودكان گل اندام
دريغ و درد كز آغوش نار افتادم
به روى خاك مذلت ، به زير بند لئام
به پاى خار مغيلان ، بهدست بند ستم
ز فرق تا قدم از تازيانه نيلى فام
به روى دست تو طوطى خوش نوا بودم
كنون چو قمرى شوريده ام ميانه دام
به دام تو چو طوطى شكر شكن بودم
بريخت زاغ و زغن زهر تلخم اندر كام
مرا كه حال ز آغاز كودكى اين است
خداى داند و بس تا چه باشدم انجام
هزار مرتبه بدتر ز شام ماتم بود
براى غمزدگان صبح عيد مردم شام
به ناله شررانگيز بانوان حجاز
به نغمه دف و نى شاميان خون آشام
سر تو بر سر نى شمع ، ما چو پروانه
به سوز و ساز ز نا سازگارى ايام
شدند پردگيان تو شهره هر شهر
دريغ و درد ز ناموس خاص و مجلس عام
سر برهنه به پا ايستاده سرور دين
يزيد(لعنه الله علیه)و تخت زر و سفره قمار و مدام
ز گفتگوى لبت بگذرم كه جان به لب است
كراست تاب شنيدن ، كرا مجال كلام؟(46)

 

نتیجه گیری
 

با مدد الهی در پایان کلام و در بخش نتیجه گیری با کلامی ساده روان و کوتاه محضر خوانندگان عزیزعرض می نمایم اینجانب با همه ی بی سوادیم سعی کردم تا با استفاده از کلام بزرگانی که کتاب های آنها در قسمت منابع ذکر گردیده به اثبات وجود مقدس و نازنین حضرت رقیه سلام الله علیها دختر امام حسین علیه السلام بپردازم و سعی کردم هرچه از منابع بیشتری بهره جویم به این ترتیب که برای استحکام بیشتر کلام از حدود 20 منبع به صورت مستقیم و از حدود 25 منبع به صورت نقل قول استفاده کردم یعنی در این چند صفحه ی کوتاه تقریباً بیش از 40 منبع را مورد مطالعه قرار داده و مطالبی را جمع آوری کرده ام. حال در این جا به چند مطلب که در متن هم اشاره کرده ام و چند مطلب دیگر که به نظرم می رسید در نتیجه گیری به خوانندگان محترم و ارجمند کمک می کند می پردازم .
در این پژوهش همانطوری که گفتم به حدود 50 کتاب و منبع مراجعه شده و نویسندگان آنها اگر در سطح بزرگترین نویسندگان و علما و فرهیختگان نباشند جزو کسانی هستند که کلامشان مورد اعتماد برای همه می باشد از این رو هم کم لطفی است و هم به حسب اندیشه و تفکر نمی توان کلام این همه شخصیت های بزرگ را نادیده گرفت و فقط به مطالب جزئی از چند عالم گرانقدر دیگر(که البته باید در محل خود به این نظرات توجه و آنها را مورد نقد و بررسی قرار داد) معطوف گردید.
در این پژوهش از بعضی کتبی که مطلب نقل شده برخی معدود از علما بعضی از مطالب را نقل می کنند که به نظر آنها درست نیست یا با عقل سازگاری ندارد امّا می خواهم عرض کنم اگر در کتابی یک مطلب ذکر شد که کاملا با عقل مطابقت نداشت یا اصلا اشتباه بود از نظر علمی نمی توان گفت که همه ی حرفهای این نویسندگان دروغ است یا سند ندارد و ما در تایید این مطلب داستان های زیادی از علماء بزرگ داریم که با توجه به اینکه این علما جزء بزرگترین و برجسته ترین علماء زمان خود بوده اند امّا در مورد مسأله ای اشتباه کرده اند مثل مسأله ی نوشتن کتاب سهو النبی یا مسأله ی تحریف قرآن که توسط علماء بسیار بزرگ انجام شده امّا موجب بطلان همه ی حرف های آنها نگردیده است و مطالب دیگر آنها مورد خدشه قرار نمی گیرد.
علماء بزرگی در زمان ما یا گذشته مخالف وجود ایشان یا حد اقل اسم ایشان(رقیه3)می باشند و یا بوده اند امّا علمای ترازبالا تری یا حداقل هم پایی در این زمینه(تاریخ)در همین زمان داریم که حداقل چنانچه در اسم این علیا مخدره مطالبی نقل می کنند امّا به هیچ عنوان وجود این عزیز را منکر نمی شوند و مؤیداتی در این زمینه نقل می فرمایند.
مطلب دیگر آنکه تا کسی به این فضائل و کرامت وجود نداشته باشد چگونه این همه رابطه ی قلبی و مسائل معنوی و مسائل ماوراء الطبیعه در مرقدش اتفاق می افتد یا اگر چنین شخصی وجود نداشت چگونه می توان این همه کرامت و معجزه از او سر زده باشد.چطور می شود مریض را شفا دهد،گره از کار بگشاید ،حلّ مشکل نماید امّا وجود خارجی نداشته باشد چطور می شود شخصی در عالم این همه قلوب را به سمت خود معطوف و مجذوب کند امّا در عالم خارج محقق نباشد.در عالمی که افرادی با تمام قوا و صرف هزینه های فراوان به جهت مطامع شخصی خود می خواهند حتی چند قلب را به سمت خود معطوف کنند امّا نمی توانند چطور می شود وجودی این همه قلوب را به سمت خود کشانده باشد یا شخصی این بقعه و بارگاه عظیم و پر معنویّت و صفا را داشته با شد و طی این سال ها پا برجا بوده و هر روز باشکوه تر از دیروز باشد امّا صاحبش دروغین باشد و پشتوانه الهی نداشته باشد و از از این گونه مؤیدات چند فراز دیگر هم وجود دارد که در بخش جواب به یک پرسش نقل کرده ایم و به صورت بسیار زیبا از زبان بزرگانی به شبهاتی پاسخ گفتیم که با اندیشیدن در این مطالب انشاءالله حقیقت برای ما آشکار است و حال در پایان کلام تصمیم گری را به عقل سلیم و اندیشه های پاک می سپاریم تا در این مورد به واقعیت دست پیدا نمایند. از خداوند متعال نگاه مرحمت این علیا مخدره و این وجود نازنین را برای تمامی خوانندگان و شیفتگان دستگاه اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام خواستارم و امیدوارم با تأییدات الهی و به کمک این وجود مقدس و اساتید و بزرگان دیگر و با استفاده از منابع بیشتر و تحقیقی افزون تر، مطلبی را که در این پژوهش دنبال می کردم در پایان نامه ی سطح یک به صورت بسیار جامع تر آنطوری که در خور شأن ایشان باشد دنبال نمایم.
خدایا چنان کن سر انجام کار
تو خوشنود باشی و ما رستگار

 

 

 

 

پی نوشت ها :
 

1- ملحقات احقاق الحق مرعشی نجفی متوفای 1414 ق ج 33 ص 61 چاپ اول.
2- برگرفته از سخن ناشر از کتاب جستاری دقیق در زندگی کوتاه و پربار امّ الائمه فاطمه ی زهرا (س) محمد اراکی.
3- شمع سوزان خرابه ی شام.
4- بحار الانوار ج 15 ص 39.
5- الارشاد شیخ مفید;ج 2 ص20.
6- منتهی الامال ج 2 ص 401.
7- الارشاد ج 2 ص 135.
8- در کربلا چه گذشت؟ ص 722.
9- ستاره ی درخشان شام ص 197،به نقل از سرگذشت جان سوز حضرت رقیه3ص 9،به نقل از المعالی السبطین ج 2 ص 214.
10- حسین علیه السلام کیست؟ ص274.
11- شمع سوزان خرابه ی شام ص 21 به نقل از خورشید خرابه ی شام ص 28و29.
12- پایگاه اطلاع رسانی آل البیت8.
13- مجموعه ی زندگانی چهارده معصوم ج1 ص 632،به نقل از کافی مرحوم شیخ کلینی;ص 420،اخبار الطوال دینوری ص 262و ابصار العین فی مشهد الحسین(ع) ص 368.
14- در کربلا چه گذشت؟ ترجمه ی نفس المهموم ص722.
15- ستاره ی درخشان شام رقیه 3دختر امام حسین (ع) ص199.
16- منتخب التواریخ حاج میرزا هاشم خراسانی ص388 باب ششم.
17- ستاره ی درخشان شام ص13 به نقل از کرامات و معجزات خراسانی ص9.
18- جواهر الایقان و سرمایه ی ایمان ترجمه ی فارسی اسرار الشهادات آخوند ملا آقا در بندی شیروانی چاپ از روی نسخه ی اصلی خطی ص330.
19- چهره ی درخشان شام به نقل از سرگذشت جانسوز حضرت رقیه3 ص53 به نقل از معالی السبطین ص13.
20- ستاره ی درخشان شام به نقل از کامل بهایی ج2 ص179و فوائد الرضویه شیخ عباس قمی ص113 به نقل از کامل بهایی و منتهی الآمال ص554.
21- فوائد الرضویه فی احوال علماء المذهب الجعفریه ص111.
22- لهوف سید بن طاووس; ص118.
23- اعیان الشیعه قطع رحلی ج7 ص326.
24- ستاره درخشان شام ص21 به نقل از ادب الطف او شعراء الحسین (ع) جلد 1 ص196.
25- المنتخب الطریحی شیخ فخر الدین طریحی ص444 المجلس التاسع من الجزء الثانی.
26- شمع سوزان خرابه ی شام سید محمد نبوی میرزا مهدی آقا بابایی مؤسسه ی فرهنگی مذهبی قائمیه ی اصفهان.
27- سوگنامه ی آل محمّد ص340 به نقل از انوار الشهاده مطابق نقل الوقایع الحوادث ج3 ص192.
28- ستاره ی درخشان شام ص201به نقل از سرگذشت جان سوز حضرت رقیه3 ص29 به نقل از ثمرات الحیاه ج 2 ص38 .
29- ستاره ی درخشان شام ص203 ص26 به نقل از حضرت رقیه 3تألیف علی فلسفی ص7.
30- ستاره ی درخشان شام ص204 به نقل از سرگذشت جان سوز حضرت رقیه3 ص27.
31- ستاره ی درخشان شام ص215 به نقل از کتاب حضرت رقیه3 ص26.
32- ستاره ی درخشان شام ص216 به نقل از سخن گفتن سر امام حسین (ع) در0 12 محل ص59.
33- سوگنامه ی آل محمد6ص429،به نقل از منتخب طریحی، به نقل از معالی السبطین ج2 ص170.
34- 200داستان از فضائل مصائب و کرامات حضرت زینب،3ص164، ، به نقل ازالوقایع الحوادث ، ج5 ، ص81.
35- 200داستان از فضائل مصائب و کرامات حضرت زینب3 ، به نقل از مرعاه الایقان، ص52.
36- ستاره ی درخشان شام، ص221، به نقل از زینب فروغ تابان کوثر، ص370.
37- 200داستان از فضائل مصائب و کرامات حضرت زینب3،ص221، به نقل از ناسخ التواریخ ، ص507.
38- ستاره ی درخشان شام ص264 به نقل از توسلات و راه امید واران ص173.
39- ستاره ی درخشان شام ص268.
40- ستاره ی درخشان شام ص270 .
41- ستاره ی درخشان شام ص272 .
42- ستاره ی دخشان شام ص249 .
43- ستاره ی درخشان شام ص252 .
44- مدایح و مراثی چهارده معصوم8 ج1 ص256 .
45- ستاره ی درخشان شام ص243 .
46- دیوان کمپانی مرحوم حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی ص112 .
47- نخل میثم اشعار استاد حاج غلام رضا سازگار ج 1 ص265 .
 

 

 

 

 

 

 

فهرست منابع :
1- چهره ی درخشان شام حضرت رقیه سلام الله علیها ،علی خلخالی ربانی،انتشارات مکتب الحسین علیه السلام ،نوبت چاپ اول، فروردین1377هجری شمسی، چاپ اعتماد.
2- در کربلا چه گذشت؟شیخ عباس قمی;، مترجم محمد باقر کمره ای، انتشارات مسجد مقدس جمکران قم، چاپ اسوه، نوبت چاپ چهارم، سال 1373هجری شمسی.
3- پایگاه اطلاع رسانی آل البیت علیهم السلام،کتابخانه ی دیجیتال امیر المؤمنین (ع).
4- حسین کیست؟ فضل الله کمپانی،چاپخانه ی مروی 1370، چاپ چهارم.
5- الارشاد ج 2،شیخ مفید،چاپ اول،رجب 1413،ناشر مهر قم.
6- منتهی الآمال،ج 2،ثقه المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی;،انتشارات هجرت،چاپ مکرر،تابستان 77هجری شمسی، چاپخانه ی ستاره ی قم.
7- بحار الانوار ج15، علامه مجلسی محمد باقر;،1403 قمری، دار احیاء التراث العربی بیروت لبنان چاپ سوم،1982 میلادی.
8- جستاری دقیق در زندگانی کوتاه و پر بار حضرت زهرا سلام الله علیها ، استاد محمد اراکی، چاپ اول ،اردیبهشت87، چاپ سیمای کوثر، انتشارات سلسله ی قم.
9- فوائد الرضویه فی احوال العلماءالمذهب الجعفریه، چاپ 1327، مرحوم استاد شیخ عباس قمی;، تهران کتابفروشی اسلامی.
10- اعیان الشیعه،ج 7 ، سید محسن امین تحقیق واخراج سید حسن امین،قطع رحلی، دارالتعاریف للمطبوعات بیروت،1403ه.ق-1983 م.
11- المنتخب الطریحی، شیخ فخرالدین طریحی، المجلس التاسع من جزء الثانی ،انتشارات الرضی قم ،قطع وزیری، 1368هجری شمسی.
12- شمع سوزان خرابه ی شام،سیّد مجید نبوی،میرزا مهدی آقا بابایی،مؤسسه ی فرهنگی مذهبی قائمیه اصفهان،کد پستی86351 -81369.
13- لهوف سیّد ابن طاووس، سیّد جواد رضوی، ناشر موعود اسلام، سال 86، چاچ انصار المهدی(عجل الله تعالی).
14- جواهر الایقان و سرمایه ی ایمان ترجمه ی فارسی اسرار الشهادات، مرحوم دربندی شیروانی متوفای 1285 هجری قمری، چاپ از روی نسخه ی اصلی خطی.
15- منتخب التواریخ،حاج میرزا هاشم خراسانی، انتشارات علمیه ی اسلامیه، باب ششم.
16- مجموعه زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام،استاد عماد زاده، ج 1،چاپ پنجم، نشر طلوع.
17- سوگنامه ی آل محمدصلی الله علیه و آله ،نوشته ی استاد گرانقدر محمد مهدی اشتهاردی، کانون انتشارات ناصر قم.
18- 200 داستان از مصائب و کرامات حضرت رقیه سلام الله علیها ،عباس عزیزی انتشارات صلاه قم،چاپ سوم1385 هجری شمسی.
19- 200 داستان از فضائل مصائب و کرامات حضرت زینب سلام الله علیها ،عباس عزیزی انتشارات صلاه قم،چاپ هشتم چهارمین این ناشر، 1385هجری شمسی.
20- دیوان کمپانی، مرحوم حاج شیخ محمّد حسین غروی اصفهانی، معروف به کمپانی، انتشارات کتب اسلامیه چاپ دهم بهار 72 هجری شمسی.
21- نخل میثم،ج 1، حاج غلام رضا سازگار، انتشارات حق بین، انتشارات قدس قم، چاپ هشتم،پاییز 1387هجری شمسی.
22- مدایح و مراثی چهارده معصوم علیهم السلام، ج 1، سید ضیاء الدین تنکابنی، انتشارات ناصر قم، چاپ اول، بهار 71هجری شمسی.

+ نوشته شده توسط فرهنگی وروابط عمومی دمشق در سه شنبه دهم اسفند 1389 و ساعت 12:23 |

نصیریه، علویان و شیعه اثنا عشری

 

یکی از فرق اسلامی که امروز در سوریه و برخی کشورهای اسلامی دیگر وجود دارد، فرقة نصیریه یا علویان است. در این مقاله قصد داریم به سیری از دیدگاه­های مختلف دربارة این فرقه بپردازیم. اطلاعات صحیح دربارة این فرقه بسیار کم است. تحقیقات دربارة آن نیز در دهه های اخیر شروع شده است. در ایران، حتی در حد گزارشی هم، این مباحث طرح نشده است. بنابراین، هر بخش این موضوع، تحقیق دقیق و عمیق را طلب می کند، اما به دلیل کمبود اطلاعات لازم است ابتدا مقالاتی گزارش­گونه نوشته شود و سپس تحقیقات ویژه در قسمت­های مختلف دنبال شود.

 

در مقدمه لازم است به این نکته اشاره کنیم که در بررسی بسیاری از فرقه ها در جهان اسلام، آنچه شرط انصاف است رعایت نمی شود.1 با آن همه تأکید که اسلام در باب صداقت و امانت فرموده است، گویا این صداقت و امانت فقط باید دربارة افراد رعایت شود، ولی اگر سخن از گروه­ها و فرقه های اسلامی در میان باشد، ضرورت رعایت صداقت و امانت از بین می رود و هر کس هرچه را خواست به فرقه ها نسبت می‌دهد. گاه نظر غیر قابل قبول یک فردِ نزدیک به فرقه را به همان فرقه نسبت می دهند و یا نظر تردید‌آمیز فردی را که در فرقه پذیرفته نشده است، دیدگاه ضروری آن فرقه می‌شمرند، یا دیدگاه­های مغرضانة دشمنان و مخالفان را دیدگاه­های مسلّم یک فرقة دیگر ذکر می کنند. اینان کمتر حاضرند از خود سؤال کنند که اگر آنچه به یک جمعیت نسبت می دهند، غلط یا اشتباه باشد یا مورد پذیرش نباشد، چه کسی پاسخگو خواهد بود. به هر حال، متأسفانه، این وضعیتی است که از گذشته وجود داشته و همچنان هم ادامه دارد.

 

یکی از فرقه­هایی که این زهر به کامشان ریخته شده و شاید بیشترین ظلم­ها به آن­ها رفته است، فرقة علویان اثنا عشری است که دوست و دشمن، خاورشناس و اسلام شناس، مسلمان و غیرمسلمان، هرچه خواسته‌اند به آن­ها نسبت داده‌اند. ولی خوب بود با پژوهش در این فرقه که هنوز در صحنة2 کشورهای اسلامی فعال است، صحت و سقم این نسبت­ها بررسی می‌شد.

 

البته ممکن است گفته شود که شاید آنچه در گذشته به آنان نسبت داده شده، مربوط به پیشینیان این فرقه است که دارای عقایدی بوده اند، ولی امروزه علویان خود را از عقاید پیشینیان رها ساخته اند. بر فرض که چنین احتمالی درست هم باشد، نویسندگانی که در این زمینه تحقیق می کنند، عقاید کسانی را که دیروز زندگی می کردند، ذکر می کنند و در نهایت علیه علویان امروز نتیجه گیری می کنند. از طرفی با توجه به غرض­ورزی­هایی که در گذشته انجام شده، لازم است دربارة آنچه در نوشته های پیشینیان است نیز تجدیدنظر شود و همة آن­ها دوباره بازنگری شود.

 

ما در این نوشته، ابتدا دیدگاه­های ملل و نحل­نویسان را دربارة نصیریه و علویان پی می گیریم و سپس به دیدگاه­های نویسندگان جدید می پردازیم و در آخر، دیدگاه­های برخی از نویسندگان علوی را یادآوری می کنیم. به نظر می رسد اگر خود این سه بخش بدون داوری با هم مقایسه شود، روشن می گردد که در نوشته های راجع به علویان چقدر صداقت وجود داشته است.

 

دیدگاه­های ملل و نحل­نویسان قدیم دربارة نصیریه

از نخستین کسانی که به معرفی فرقة نصیریه پرداخته، سعدبن عبدالله اشعری قمی است. وی در کتاب المقالات و الفرق آن­ها را این­گونه معرفی می کند:

 

عده‌ای از قائلان به امامت علی­بن محمد به نبوت فردی به نام محمدبن نصیر غیری معتقد شدند. او ادعا می کرد که نبی و رسول است و علی­بن محمد عسگری او را فرستاده است. وی قائل به تناسخ بود و در حق ابوالحسن غلو نمود و قائل به ربوبیت او شد. او محرمات را مباح می دانست و نکاح مردان با مردان را جایز می شمرد و تصور می کرد این کار از روی فروتنی است.3

 

با کمی تفاوت، همین مطالب در فرق الشیعه نوبختی آمده است. برخی از عبارات نوبختی نیز صحیح تر به نظر می رسد؛ از آن جمله در المقالات و الفرق به دنبال اسم امام هادی (ع)، «عسگری» آمده است. اما عسگری از القاب امام یازدهم است و به­درستی در کتاب نوبختی نیامده است.4

 

ابوالحسن اشعری، بنیان­گذار فرقة اشاعره، در یک سطر چنین آورده است که فرقه ای از رافضه که به آن­ها نمیریه گفته می شود، اصحاب غیری‌اند که معتقدند خداوند در نمیری حلول کرده است.5

 

بغدادی، نویسندة الفرق بین الفرق می نویسد:

 

شریعیه و نمیریه از حلولیه‌اند که گفتند روح خدا در پنج کس اندر آمد که پیغمبر و علی و فاطمه و حسن و حسین باشند و آن پنج تن خدایان‌اند.6

 

آورده اند که شریعی روزی دعوی نمود که خدای در وی حلول کرده است. پس از او مردی از پیروانش که نمیر نام داشت و می پنداشت که خدای به کالبد وی اندر آمده است، جانشین او شد.7

 

شهرستانی ضمن ذکر نصیریه و اسحاقیه در کنار هم می نویسد: نصیریه بیشتر معتقدند که جزء الهی (در امام علی) وجود دارد و اسحاقیه معتقدند که امام علی (ع) در نبوت با پیامبر شریک بود.8

 

صاحب الفصل معتقد است:

 

یکی از فرق سبئیه گروهی هستند که ادعای الوهیت امام علی می کنند و در زمان ما بر منطقة خبة الاردن در شام، مخصوصاً شهر طبریه، غلبه یافته اند. از گفته‌های ایشان است لعن ]حضرت[ فاطمه، دختر پیامبر، و ]امام[ حسن و ]امام[ حسین، فرزندان علی ـ رضی اللَّه عنه ـ و یقین به اینکه آن­ها شیاطینی به صورت انسان‌اند. این گروه معتقدند عبدالرحمن­بن ملجم مرادی، افضل اهل زمین و بزرگوارترین آن­ها در آخرت است؛ چون او روح لاهوت را از تاریکی جسد رها ساخت.9

 

در تبصرة العوام آمده است:

 

در مقالت اصحاب اهل دوم از فرق اسلام که ایشان را شیعه خوانند؛ بدان که در این زمان از قومی که خود را شیعه خوانند چهار فرقت بیشتر نماند... چهارم نصیریان. و فرقت اول از نصیریان... سبأئیه‌اند و فرقت دوم کاملیه اند... فرقت سوم بیانیه‌اند... فرقت هشتم شریعیه اند و ایشان گویند خدای تعالی بر نبی و علی و فاطمه و حسن و حسین فرود آمد و ایشان اله‌اند. و نُمیری گوید: خدای تعالی در وی فرود آمد ـ یعنی به علی ـ و او اله‌است10... جملة فرق که ایشان دعوی شیعیت­گری کنند، در زمان ما چهار فرقت بیش نباشند؛ اول نصیریان و بیان کفر ایشان کردیم.11

 

استفتایی از ابن تیمیه نقل شده است که او در آن نظر خود را دربارة نصیریه بیان داشته است. متن استفتا و فتوا چنین است:

 

نظریات علما و پیشوایان دین که خداوند از ایشان خشنود باد و آنان را در اظهار حق مبین و فرو نشاندن آتش فتنه های مخالفین توفیق دهاد، دربارة نصیریه چیست؟ کسانی که به حلال بودن شراب، تناسخ ارواح، قدم عالم، انکار وجود رستاخیز و قیامت و بهشت و دوزخ در غیر این دنیا معتقدند، و می گویند نمازهای پنج­گانه عبارت از پنج اسم یعنی نام­های علی، حسن و حسین و محسن و فاطمه است و ذکر نام این پنج تن، آنان را از غسل جنابت و وضو و سایر شرایط و واجبات نماز بی نیاز می سازد. روزه نیز نزد آنان عبارت از نام سی مرد و سی زن است که در کتب خویش از آنان نام می برند و اینجا جای ذکر اسامی آنان نیست. به عقیدة این گروه، خالق آسمان­ها و زمین، علی بن ابی طالب - رضی اللَّه عنه ـ است و هم او در آسمان و زمین امام است... .

 

متن فتوای ابن تیمیمه هم این است:

 

جماعتی که از آنان یاد شد و نصیریه نام دارند و نیز سایر فرقه های قرامطة باطنیه، از یهودیان و مسیحیان و بلکه از بسیاری از مشرکان کافرترند و ضرری که متوجه امت محمد (ص) می سازند، از ضرر کافران محارب از قبیل کافران ترک و فرنگ و همانند آنان بیشتر است؛ زیرا این گروه در نزد مسلمانان ناآگاه به تشیع و موالات اهل بیت تظاهر می کنند، در حالی که در حقیقت نه به خدا ایمان دارند و نه به رسول او، نه به کتاب او، نه به امری و نه به نهی‌ای، نه به ثوابی و نه به مجازاتی، نه به بهشتی و نه به دوزخی، و نه به هیچ کدام از پیامبران پیش از محمد (ص) و نه به دینی از ادیان پیشین؛ بلکه در برخورد با کلام خدا و سخن رسول او که نزد همة مسلمانانش شناخته شده است، آن را بر طبق آنچه بدان عقیده دارند تأویل می کنند.12

 

این­ها بخشی از عبارات ملل و نحل­نویسان تا دورة ابن تیمیه است که به عقاید نصیریة غیریه و شریعیه پرداخته اند. در برخی از نوشته ها، نظیر اشعری قمی و نوبختی، اسم «نصیر» و «غیر» به عنوان بنیان­گذار آمده است، اما برخی نیز نظیر ابوالحسن اشعری به هیچ وجه به بنیان­گذار اشاره نکرده‌اند. این امر که نمیر و نصیر یکی هستند یا شریعیه در اصل نمیریه بوده و مطالبی از این قبیل، از نوشته های ملل و نحل­نویسان به دست نمی آید.

 

از سوی دیگر، عقاید نسبت داده شده نیز بسیار متفاوت و گاهی در حد تناقض‌اند. در یک جا گفته شده خدا در روح «غیر» حلول کرده و گاهی گفته شده در روح پنج تن حلول نموده است. گاهی حضرت زهرا در اوج قرار گرفته و گاهی بدترین توهین­ها به آن حضرت روا داشته شده است. به هرحال، عبارت­ها چنان متفاوت است که به آسانی نمی‌توان آن­ها را به دیدگاه قابل قبولی برگرداند.

 

نویسندگان جدید و نصیریه و علویان

نویسندة کتاب الفرق و الجماعات الاسلامیه، دربارة نصیریه از چند منبع مطالبی نقل می کند که بیشتر همان مطالب فرق الشیعه نوبختی است. وی در صفحة 118 کتاب خود از فرقة نمیریه و در صفحة 123 از فرقة نصیریه سخن می‌گوید و نصیریه و علویون را یکی می داند و بنیان­گذار نصیریه و نمیریه را یکی می شمارد. وی در ضمن بحث از نمیریه، بنیان­گذار این فرقه را محمدبن نصیر نمیری می داند و در دومی هم از محمدبن نصیر بصری نمیری نام می‌برد که کلمة بصری در دومی اضافه است. وی در ادامه دربارة نصیریه می نویسد: «سخنانی دربارة این فرقه وجود دارد که امام علی را خدا می دانند و گفته اند که ظهور نورانی آن حضرت با جسد جسمانی بوده است؛ نظیر جبرئیل که به صورت بعضی از افراد در می آمد.» پس از این، نویسنده اظهار می دارد که نمی‌خواهد از هیچ فرقه ای دفاع کند، ولی در پیش آن­ها بوده و در پاسخ به سؤالاتی که از آن­ها کرده است، هرگز چنین چیزی نگفته اند. به عقیدة وی، برخی از جاهلان این طایفه که اندیشة این گروه را نمی شناسند، سخنانی می گویند که با افکار طایفه منافات دارد. در پایان، نویسنده آورده است که این گروه در کشورهایی نظیر ترکیه، ایران، فلسطین و... زندگی می کنند.13

 

در کنار این اظهارنظر، نویسندة تاریخ المذاهب الاسلامیه دربارة آن­ها این­گونه اظهارنظر می کند که برای این گروه جز اسمی از اسلام باقی نمانده است و اینان معتقد به الوهیت حضرت علی هستند.14

 

در دایرة­­المعارف مصاحب آمده است:

 

نصیریه، اصحاب نصیر نمیری بودند که در حق امام علی­بن محمد النقی غلو کرد و خود را پیامبر خواند. شرح عقاید این فرقه که هنوز بقایای ایشان در جبال سوریه ساکن هستند، به تفصیل در کتب ملل و نحل آمده است. این فرقه را نمیریه نیز خوانده اند.15

 

معین در فرهنگ خویش چنین اظهارنظر می کند:

 

نصیریه یا علویه یا علویین: متکلمان شیعه و سنی دربارة نصیریه و عقاید آنان مطالب متناقض نوشته اند. از نوشتة بعضی از قدما و متکلمان چنین بر می آید که این فرقه از پیروان عبدالله­بن سبا هستند و بعضی آنان را از فرق زیدیه به شمار می آورند. بعضی نوشته اند فرقه ای از غلاه هستند و معتقدند که حق تعالی در ذات امیرالمؤمنین علی (ع) حلول کرده و گویند ظهور روحانی در جسمانی، مطلبی است غیر قابل انکار؛ مانند ظهور جبرئیل به صورت دحیة کلبی؛ و چون علی و اولادش از سایر معصومان برترند و وابسته به اسرار ربانی و مؤید به تأیید الهی می باشند، حق به صورت علی ظهور کرد. بعضی نوشته اند نصیریه، تابع محمدبن نصیر نمیری اند و او امام علی النقی را رب و خود را مُرسَل از طرف او خواند. بعضی گویند نام فرقه ای است که به نبوت محمدبن نصیر معتقد هستند. امروز گروهی از نصیریه در شمال سوریه سکونت دارند. بعد از کشتاری که ترک­ها از علویین کردند، نام علویین به نصیریه بدل شد و بعد از 412 سال، یعنی پس از پایان جنگ جهانی (1918)، دوباره این فرقه نام علویین به خود نهادند.16

 

از نکات مثبت در نوشتة معین، توجه او به تناقضات نوشته های متکلمان شیعه و سنی است و نیز توجهی که به کشتار آن­ها نموده و اینکه نام آن­ها در دوره ای از تاریخ به نصیریه و سپس به علوی برگشته است. اگر همین دو نکته در تحقیقات دربارة علوی­ها مورد تأمل قرار گیرد، این پژوهش­ها یا به نتایج دلخواه علویان خواهد رسید یا لااقل به توقف می انجامد و از تکرار تهمت­های ناروا بدان جلوگیری می شود.

 

در المنجد آمده است که نصیریه یا علویان که در جبل علویین و شمال سوریه ساکن‌اند، منسوب به محمدبن نصیرند و بزرگ­ترین متکلم آن­ها المُصیبی است.17

 

محمدرضا حکیمی، از روحانیون لبنان، در کتاب نهایة الفرق نهایة الملوک می نویسد:

 

این­ها اصحاب محمدبن نصیر نمیری‌اند و او از غلات بود و ادعا می کرد که از طرف امام عسکری به نبوت مبعوث شده است. او قائل به تناسخ بود و در حق امام عسکری غلو نمود و قائل به ربوبیت آن حضرت شد و معتقد به اباحة محرمات و جواز نکاح مردان با مردان بود.18

 

نویسندة کتاب العلویون النصیریون می نویسد:

 

نصیریان معتقدند که علی، محمد و سلمان، سه ذات الهی را تشکیل می دهند؛ و از دیگر اعتقادات اینان، تناسخ است.19

 

شیبی، نویسندة معروف عراقی، در موارد مختلف در کتاب الصلة بین التصوف و التشیع به این گروه پرداخته و معتقد است آن­ها فرقه ای هستند که امام علی را خدا می دانند20 و مسیحیت و اسلام را جمع نموده اند.21

 

عبدالرحمن بدوی در کتاب مذاهب الاسلامیین معتقد است که نصیریه طایفه ای از غلات شیعه‌اند که به الوهیت علی­بن ابی­طالب عقیده دارند.22

 

مشکور، نصیریه را این­گونه معرفی می کند:

 

نصیریه که آنان را انصاریه و علویه نیز می گویند، منسوب به ابن نصیر نامی هستند و در قرن پنجم هجری از شیعة امامیه منشعب شدند و بعدها در شمال غربی سوریه جای گرفتند. تعالیم نصیریه عبارت است از التقاط عناصر شیعه و مسیحیت و معتقدات مردم پیش از اسلام. به عقیدة ایشان خدا ذات یگانه ای است که مرکب از سه اصل لا یتجزی به نام­های معنا و اسم و باب است. این تثلیث به نوبت در وجود انبیا مجسم و متجلی گشته است. آخرین تجسم با ظهور اسلام مصادف شد و آن ذات یگانه در تثلیث لا یتجزائی در وجود علی و محمد و سلمان فارسی تجسم یافت. بدین سبب، تثلیت مزبور را با حروف «عمس» معرفی نمودند که اشاره به حرف اول سه اسم علی و محمد و سلمان است. نصیریه معتقد به تناسخ‌اند و مانند دروز که به دو دستة روحانی تقسیم می شوند، به دو طبقة عامه و خاصه منقسم می گردند؛ خاصه از خود کتب مقدس دارند و مضمون آن­ها را تأویل می کنند، ولی برای عامه مکشوف نمی سازند.23

 

آخرین نویسنده ای که به نقل دیدگاه او می پردازیم، یحیی امین در معجم الفرق اسلامیه است. گویا او خواسته است بین نصیریه و نمیریه و علویان فرق بگذارد که هم سخن ملل و نحل نویسان توجیه شود و هم وضعیت فعلی علویان از تهمت­ها مبرا گردد. البته نویسنده تصریح ندارد که منظورش از تفکیک، چنین چیزی بوده است، ولی اگر به طور طبیعی این سه بخش در کنار هم قرار گیرند، چنین نتیجه ای گرفته می شود.

 

او دربارة نمیریه می نویسد:

 

اینان فرقه ای از غلات و پیرو فردی به اسم نمیری بودند. بعضی گفته اند که او ادعا کرد روح خداوند در پنج نفر ـ بین پیامبر، علی، فاطمه، حسن و حسین، که خدایان پنج­گانه هستند ـ حلول کرده است. برخی گفته اند که او ادعا کرد خداوند در او حلول کرده است.

 

این نویسنده دربارة نصیریه نیز می نویسد: «فرقه ای از غلات بودند که از بین رفتند.» سپس دیدگاه­های آنان را بیان می کند. سخنان این نویسنده نظیر سخنان نوبختی اشعری قمی است.

 

وی دربارة علویان نیز می نویسد:

 

بعضی ادعا کرده اند که اینان منسوب به نصیریه‌اند، ولی خود آن­ها می گویند که شیعة اثناعشری‌اند، به فقه امام صادق (ع) عمل می کنند و بین آن­ها و شیعه بعضی تفاوت­های مذهبی وجود دارد. اینان، در دوستی امام علی و نه در شخص آن حضرت، غلو می کنند و معتقدند که پیامبر به اهل بیتش وصیت نمود. اینان معتقد به قدسیت ائمة اثناعشرند و در نگاه اینان منظور از حدیث «علما امتی کانبیاء بنی اسرائیل»،24 ائمة اثناعشر است. این گروه معتقد به طهارت (عصمت) ائمه‌اند و سلمان را هم به آن­ها اضافه می کنند. دلیل این اندیشه هم روایت «سلمان منا اهل البیت» است. اینان معتقدند بنیان­گذاران علویان، ابوذر، حجربن عدی، سلمان فارسی، مقداد، بلال حبشی و عماربن یاسر هستند.25

 

تا اینجا به نقل دیدگاه­های عده ای از معاصران دربارة نصیریه و علویان پرداختیم. در بین این نویسندگان، تنها دیدگاه دو نفر با بقیه متفاوت بود: سعید رشید زمیزم، و یحیی امین. این دو، گروه را از غلات معرفی نکردند، قائل به الوهیت امام علی ندانستند و ننوشتند که علویان به حلول خداوند در پنج تن معتقدند. تنها دلیل دیدگاه متفاوت این دو با بقیه این است که دیگران مسموعات خود از غیر علویان را نوشته‌اند، ولی این دو مطالب خود را از علویان نقل کرده‌اند.

 

اگر این­گونه به دیدگاه­های فرقه ها پرداخته شود، بسیاری از اختلافات از جهان اسلام رخت بر‌خواهد بست و زمینة بسیاری از تکفیرها و تفسیق­ها و تهمت­ها از بین خواهد رفت. متأسفانه در کتاب فرق و مذاهب کلامی که سال پیش با ویراستاری جدید منتشر شده است، فقط با تکیه بر دو منبع ملل و نحل شهرستانی و تاریخ اندیشه های کلامی در اسلام، ترجمة مذاهب الاسلامیین عبدالرحمن بدوی، مطالب بی اساس دربارة علویان تکرار شده است.

 

در این کتاب آمده است که این گروه معتقدند:

 

1. علی­بن ابی­طالب خداست یا الوهیت در او حلول کرده است؛

 

2. سلمان فارسی فرستادة علی (ع) است؛

 

3. کلمة سرّ عبارت است از سه حرف ع (علی)، م (محمد) و س (سلمان)؛

 

4. ابن ملجم، لاهوت را از بند ناسوت رها کرد و از این رو کسانی که به او لعنت می فرستند، بر خطا هستند؛

 

5. شراب از نور است و بر این اساس، درخت مو را بزرگ می دارند و کندن آن را گناه می شمارند.26

 

علویان از دیدگاه علویان

 

علویان تمام نسبت­هایی را که به آن­ها داده شده به نقد می‌کشند و رد می کنند و خود را شیعیان اثناعشری می دانند و با تمام دیدگاه­های تشیع اثناعشری موافق‌اند. در این زمینه کتاب­های فراوانی نوشته اند. یکی از این نویسندگان، شیخ علی عزیز ابراهیم است که کتاب­های متعددی دربارة علویان نوشته و با اندیشمندان شیعی، نظیر آیت­الله سیدمحسن حکیم، امام موسی صدر و شیخ محمد مهدی شمس­الدین، مراوده داشته و پیام­های آن­ها را در مقدمة کتابش، العلویون بین الغلو و الفلسفة و التصوف و التشیع چاپ کرده است. وی در مقدمة کتاب العلویون فی دائرة الضوء می نویسد که خوانندگان در این کتاب با دلیل و برهان حقایق زیر را خواهند یافت:

 

1. علویان، مسلمانان شیعه و موحدند که خداوند را از هر شباهتی با مخلوقات منزه می دانند؛

 

2. آنان به نبوت سید پیامبران، حضرت محمد (ص)، و امامت امامان دوازده­گانه از اهل بیت طاهر پیامبر اعتراف دارند؛

 

3. آن­ها عرب­های خالص‌اند که چیزی داخل نسبت آن­ها نشده است تا از عرب خالص بودن خارج شده باشند؛

 

4. علت غلوی که عارض آنان شده، عزلت و گوشه گیری و محرومیت و جهل بوده است؛

 

5. آنان به­جای اسلام به عنوان دین و عربیت به عنوان نسب و تشییع به عنوان مذهب، هیچ چیز دیگری را به عنوان بدیل نمی پذیرند؛

 

6. بیشتر علوی­ها نه حلول و نه تناسخ را قبول ندارند و صوفیان آن­ها هم قائل به تجلی‌اند (نه حلول)؛

 

7. خیر قضا و قدر از ناحیة خداوند است و شر آن از ناحیة نفوس. آن­ها نه جبر را می پذیرند و نه تفویض را؛

 

8. اهل بیت، فرع حقیقت محمدیه و انسان­هایی ویژه و معصوم‌اند؛

 

9. طریقه صوفیه (خنبلاتیة خصیبیه) دین نیست؛

 

10. اسم حقیقی اینان علویون است و اسم نصیریه از ناحیة دشمنان به آن­ها اطلاق شده است. در کتاب من وحی الحقیقة المسلمون العلویون آمده است: «شهرستانی با اینکه شرط کرده بود دربارة همة مذاهب از کتاب­های خودشان نقل مطلب کند، ولی دربارة علوی­ها بدون استناد به کتاب­های آن­ها مطالبی را به آن­ها نسبت داده است.» نویسنده در ادامه، 22 کتاب از نویسندگان گوناگون را نام می برد که منبع همة آنها ملل و نحل شهرستانی است. وی همچنین به نقد تعدادی از کتاب­ها که دربارة علویان مطالبی نوشته اند، من­جمله کتاب مذاهب الاسلامیین عبدالرحمن بدوی پرداخته است.27

 

نویسندة کتاب النبأ الیقین نیز به بیان اعتقادات علویین می پردازد و اظهار می دارد که اختلافی بین علوی­ها و بقیة برادران مسلمانشان در جوهر دین نیست و اصول دین در نزد آن­ها همان اصول پنج­گانه نزد همة امامیان است که عبارت از توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد است.28

 

یکی از کتاب­هایی که به گونه‌ای مناسب به بیان اعتقادات علویان پرداخته، کتاب اصول الدین عند الشیعة العلویین است. در این کتاب، اصول اعتقادی از بحث توحید و اقسام آن تا بحث عدل و نبوت و امامت و معاد، دقیقاً نظیر اندیشه های دیگر متکلمان اثناعشری مورد بحث قرار گرفته است.

 

مقدمة کتاب را محمدحسین فضل­الله نوشته است. وی ضمن تمجید از کتاب که اندیشه های اعتقادی علویان را به خوبی مورد بحث قرار داده، به نکته ای اشاره می کند که نویسندگان دیگر هم به آن توجه داشته اند و مثلاً شمس­الدین در مقدمه ای که بر کتاب علی عزیز ابراهیم، العلویون بین الغلو و... نوشته است، یکی از آنان است. فضل­الله می نویسد: «یکی از علل وقوع انحراف در دیدگاه­های علویون، دور افتادن آن­ها از مراکز فرهنگی و ظلم و ستمی است که به آن­ها روا داشته شده است.»

 

یکی از نویسندگانی که کتابش حکم کتاب مرجع را پیدا کرده، منیر شریف است که مباحث فراوانی دربارة علوی­ها طرح کرده و من­جمله بیانیة حدود هشتاد نفر از علمای علوی را آورده که همان اعتقادات اثناعشری در باب اصول و فروع دین است. در این بیانیه آمده است که ادلة تشریع، قرآن و سنت و اجماع و عقل است و شهادت به ولایت امام علی، منحصر به صحت اذان و اقامه نیست.29

 

احمد علی حسن در المسلمون العلویون فی مواجهة التجنی، ضمن نقد کتاب النصیریه او العلویون، نوشتة سیدعبدالحسین مهدی العسکری، در حدود صد صفحه به مباحثی چون نصیریه در مصادر شیعه، اهل سنت و مستشرقان پرداخته است.

 

هاشم عثمان در کتاب العلویون بین الاسطورة والحقیقة، نویسندگانی را که دربارة نصیریه مطالبی نوشته‌اند، به چند دسته تقسیم کرده است:

 

الف. نصیریه در نزد قدما

نویسنده از رساله ای نام می‌برد که حمزه­بن علی، از مؤسسین مذهب دروزی، تحت عنوان الرسالة الدامغة فی الرد علی النصیری نوشته بوده است. به اعتقاد عثمان هاشم، در بین ملل و نحل­نویسان، اولین بار شهرستانی از نصیری نام می برد و نویسندگان قبلی اسمی از نصیریه نبرده اند.30 وی در ادامه به دیدگاه­های برخی دیگر از قدما می پردازد و سرانجام آن­ها را تحلیل و نقد می کند.

 

ب. نصیریه نزد مورخان جدید

نویسنده در این بخش، از کتاب الباکورة السلیمانیة فی کشف اسرار الدیانة النصیریة نوشتة سلیمان ارضی، که در سال 1862 چاپ شده است، شروع می کند و به نقد و بررسی کتاب می پردازد. وی حتی در وجود نویسنده ای به این نام هم تردید می کند.

 

ج. نصیریه نزد مورخان معاصر

عثمان هاشم در بخش سوم به مورخان معاصر می پردازد و آنان را به پنج دسته تقسیم می کند:

 

1. کسانی که نظریة شهرستانی را پذیرفته اند؛ نظیر علی سامی النشار، در کتاب نشاة الفکر الفلسفی و کامل مصطفی شیبی در کتاب الصلة بین التصوف و التشیع.

 

2. کسانی که نصیریه را بخشی از اسماعیلیه می دانند؛ نظیر کامل الغزی در کتاب الذهب فی تاریخ حلب و فیلیپ حتی در تاریخ سوریه و لبنان و فلسطین، و عمر فروخ در تاریخ الفکر العربی و یا کسانی که تفسیریه و اسماعیلیه را با یکدیگر خلط کرده اند؛ نظیر ابو زهره در کتاب تاریخ المذاهب الاسلامیه.

 

3. کسانی که مطالب را از منابع متعدد گرفته‌اند و بین اقوال جمع کرده اند؛ نظیر محمد کرد علی در خطط الشام، و محمد عزه دروزه در العرب و العروبه، و عبدالرحمن بدوی در مذاهب الاسلامیین، و مصطفی شکعه در اسلام بلا مذاهب.

 

4. نویسندگانی که ساحت نصیری­ها را از تمام آنچه به آنان نسبت داده اند، بری می دانند؛ نویسندگانی چون منیر شریف در العلویون من هم و این هم، و عارف الصوص در کتاب من هو العلوی، و محمد علی الزعبی صحبی محمصانی در فلسفة التشریع فی الاسلام.

 

5. کسانی که تلاش کرده‌اند عقاید نصیریه را از لا­به­لای برخی از مخطوطات به دست آورند؛ مانند عبدالحمید دجیلی و مصطفی غالب.

 

عثمان هاشم در بخشی از کتاب خود اظهار می دارد که دیدگاه مورخان جدید، نظیر اقوال پیشینیان، از گفته های افراد مجهول گرفته شده و مؤیدی هم از کتب نصیریه ذکر نشده است. مثلاً شهرستانی که قول داده بود مذهب هر فرقه را از کتاب­هایشان معرفی کند، بدان پایبند نماند. فرید وجدی نیز در دایرة­المعارف از مقاله ای که در روزنامة الاهرام منتشر شده و از نویسنده ای با نام فاضلی از لازقیه مطلب نقل می کند. اگر دیدگاه­های قدیم و جدید را ببینیم، می توانیم بگوییم که نصیریه اسم فرقة خاص یا مذهب جدیدی نیست. این اسم یکی از اوصافی است که به دلایل ویژه به شیعة اثناعشری داده شده است. نویسنده دلایل متعددی در تأیید نظر خویش می آورد و در نهایت از دریچة آثار علویان به آنان می‌پردازد

+ نوشته شده توسط فرهنگی وروابط عمومی دمشق در سه شنبه دهم اسفند 1389 و ساعت 12:13 |
                                              باسمه تعالی

 

            مناظره امام رضا علیه السلام با جاثليق عالم بزرگ مسيحی

 

             هنگامي که امام رضا علیه السلام وارد بر مأمون شدند،مامون به فضل بن سهل،  وزير مخصوصش دستور داد که پيروان مکاتب مختلف را مانند جاثليق (عالم بزرگ مسيحي) و رأس الجالوت (پيشواي بزرگ يهوديان) و رؤساي صائبين و هربز اکبر (پيشواي بزرگ زردشتيان) و نسطاس رومي (عالم بزرگ نصراني) و همچنين علماي ديگر علم کلام را دعوت کند تا سخنان آن حضرت را بشنوند و هم آن حضرت سخنان آنها را.                                                             

              هدف مأمون از اين کار اين بود که به پندار خويش مقام امام علیه السلام را در انظار مردم پايين بياورد، به گمان اينکه امام علیه السلام تنها به مسائل ساده‌اي از قرآن و حديث آشناست و از فنون علم و استدلال بي بهره است.
            

            مجلس تشکيل شد و مأمون رو به جاثليق کرد و گفت:‌اي جاثليق! اين پسر عموي من موسي بن جعفر (ع) است. او از فرزندان فاطمه (س) دختر پيامبر ما، و فرزند علي بن ابيطالب (ع) است. من دوست دارم با او سخن بگويي و مناظره کني، اما طريق عدالت را در بحث رها مکن.

جاثليق گفت:‌من چگونه بحث و گفتگو کنم که (با او قدر مشترکي ندارم) او به کتابي استدلال مي‌کند که من منکر آنم و به پيامبری عقيده دارد که من به او ايمان نياورده‌ام.

در اينجا امام (ع) شروع به سخن کرد و فرمود:
اي نصراني! اگر به انجيل خودت براي تو استدلال کنم اقرار خواهي کرد؟

جاثليق گفت: آيا مي‌توانم گفتار انجيل را انکار کنم؟ آري به خدا سوگند اقرار خواهم کرد هرچند به ضرر من باشد.

 

امام (ع) فرمود: هرچه مي‌خواهي بپرس و جوابش را بشنو.
جاثليق: درباره نبوت عيسي و کتابش چه مي‌گويي؟ آيا چيزي از اين دو را انکار مي‌کني؟
امام (ع): من به نبوت عيسي و کتابش و به آنچه به امتش بشارت داده و حواريون به آن اقرار کرده اند، اعتراف مي‌کنم، و به نبوت عيسایي که اقرار به نبوت محمد (ص) و کتابش نکرده و امتش را به آن بشارت نداده کافرم!

 
جاثليق: آيا به هنگام قضاوت از دو شاهد عادل استفاده نمي کني؟
امام (ع): آري.
جاثليق: پس دو شاهد از غير اهل مذهب خود از کساني که نصاري شهادت آنان را مردود نمي شمارند بر نبوت محمد (ص) اقامه کن و از ما نيز بخواه که دو شاهد بر اين معنا از غير اهل مذهب خود بياوريم.

 
امام (ع): هم اکنون انصاف را رعايت کردي‌اي نصراني، آيا کسي را که عادل بود و نزد مسيح، عيسي بن مريم مقدم بود مي‌پذيري؟

                                                                                                              

جاثليق: اين مرد عادل کيست، نامش را ببر؟
امام (ع): درباره « يوحناي » ديلمي چه مي‌گويي؟
جاثليق: به به! محبوبترين فرد نزد مسيح را بيان کردي!

 
امام (ع): تو را سوگند مي‌دهم آيا انجيل اين سخن را بيان نمي‌کند که يوحنا گفت:

 حضرت مسيح مرا از دين محمد عربي با خبر ساخت و به من بشارت داد که بعد از او چنين پيامبري خواهد آمد، من نيز به حواريون بشارت دادم و آنها به او ايمان آوردند؟

جاثليق گفت: آري! اين سخن را يوحنا از مسيح نقل کرده و بشارت به نبوت مردي و نيز بشارت به اهل بيت و وصيش داده است ؛ اما نگفته است اين در چه زماني واقع مي‌شود و اين گروه را براي ما نام نبرده تا آنها را بشناسيم.

 

امام (ع): اگر ما کسي را بياوريم که انجيل را بخواند و آياتي از آن را که نام محمد (ص) و

اهل بيتش و امتش در آنها است، تلاوت کند آيا به او ايمان مي‌آوري؟
جاثليق: بسيار خوب است.
امام (ع) به نسطاس فرمود: آيا سفرِ سوم انجيل را از حفظ داري؟
نسطاس گفت: بلي، از حفظ دارم.
سپس امام(ع) به رأس الجالوت (بزرگ يهوديان) رو کرد و فرمود: آيا تو هم انجيل را مي‌خواني؟ گفت آري به جان خودم سوگند. فرمود سِفرِ سوم را بر گير، اگر در آن ذکري از محمد و اهل بيتش بود به نفع من شهادت ده و اگر نبود شهادت نده. سپس امام (ع) سفر سوم را قرائت کرد تا به نام پيامبر (ص) رسيد، آنگاه متوقف شد و رو به جاثليق کرد و فرمود:‌اي نصراني! تو را به حق مسيح و مادرش آيا قبول داري که من از انجيل باخبرم؟
جاثليق: آري.
سپس امام (ع) نام پيامبر (ص) و اهل بيت و امتش را براي او تلاوت کرد ؛ سپس افزود:‌اي نصراني! چه مي‌گويي، اين سخن عيسي بن مريم است؟ اگر تکذيب کني آنچه را که انجيل در اين زمينه مي‌گويد، موسي و عيسي هر دو را تکذيب کرده‌اي و کافر شده اي.


جاثليق: من آنچه را که وجود آن در انجيل براي من روشن شده است انکار نمي کنم و به آن اعتراف دارم.
امام (ع): همگي شاهد باشيد او اقرار کرد، سپس فرمود:‌اي جاثليق هر سوالي مي‌خواهي بکن.
جاثليق: از حواريون عيسي بن مريم خبر ده که آنها چند نفر بودند و نيز خبر ده که علماي انجيل چند نفر بودند؟
امام (ع): از شخص آگاهي سؤال کردي، حواريون دوازده نفر بودند و اعلم و افضل آنها لوقا بود. (اما علماي نصاري سه نفر بودند: يوحناي اکبر در سرزمين باخ، يوحناي ديگري در قرقيسا و يوحناي ديلمي در رجاز و نام پيامبر و اهل بيت و امتش نزد او بود، و او بود که به امت عيسي و بني اسرائيل بشارت داد.)                                                                                                                                                                                                              سپس امام فرمود:‌اي نصراني! به خدا سوگند ما ايمان به آن عيسي داريم که ايمان به محمد داشت، ولي تنها ايرادي که به پيامبر شما عيسي داريم اين بود که او کم روزه مي‌گرفت و کم نماز مي‌خواند!
جاثليق ناگهان متحير شد و گفت: به خدا سوگند علم خود را باطل کردي و پايه کار خويش را ضعيف نمودي و من گمان مي‌کردم تو اعلم مسلمانان هستي.
امام (ع): مگر چه شده؟


جاثليق: به خاطر اينکه مي‌گويي عيسي ضعيف و کم روزه و کم نماز بود، در حالي که عيسي حتي يک روز را افطار نکرد و هيچ شبي را (به طور کامل) نخوابيد و صائم الدهر و قائم الليل بود.
امام (ع): براي چه کسي روزه مي‌گرفت و نماز مي‌خواند؟!
جاثليق نتوانست پاسخ گويد و ساکت شد (زيرا اگر اعتراف به عبوديت عيسي مي‌کرد با ادعاي الوهيت او سازگار نبود)
امام (ع):‌اي نصراني! سؤال ديگري از تو دارم.

 جاثليق گفت: اگر بدانم پاسخ مي‌گويم.
امام (ع): تو انکار مي‌کني که عيسي مردگان را به اذن خداوند متعال زنده مي‌کرد؟

جاثليق در بن بست قرار گرفت و بنا به ناچار گفت: انکار مي‌کنم، چرا که آن کس که مردگان را زنده کند و کور مادرزاد و مبتلا به برص را شفا دهد او پروردگار است و مستحق الوهيت.

 

امام (ع): حضرت اليسع نيز همين کار را مي‌کرد و او بر آب راه مي‌رفت و مردگان را زنده کرد و نابينا و مبتلا به برص را شفا داد، اما امتش قائل به الوهيت او نشدند و کسي او را عبادت نکرد. حزقیل پيامبر نيز همان کار مسيح را انجام داد و مردگان را زنده کرد.
سپس رو به رأس الجالوت کرده فرمود:‌اي راس الجالوت، آيا اينها را در تورات مي‌يابي که

بخت النصر اسيران بني اسرائيل را در آن زمان که حکومت با بيت المقدس مبارزه کرد به بابل آورد، خداوند حزقيل را به سوي آنها فرستاد و او مردگان آنها را زنده کرد؟ اين واقعيت در تورات مضبوط است، هيچ کس جز منکران حق از آن را انکار نمي کنند.
  
راس الجالوت: ما اين را شنيده ايم و مي‌دانيم.           

   امام (ع): راست مي‌گويي، سپس افزود:‌اي يهودي اين سِفر از تورات را بگير و آنگاه خود شروع به خواندن آياتي از تورات کرد، مرد يهودي تکاني خورد و در شگفت فرو رفت.
سپس امام رو به نصراني کرد و قسمتي از معجزات پيامبر اسلام را درباره زنده شدن بعضي از مردگان به دست او و شفاي بعضي از بيماران غيرقابل علاج را به برکت او برشمرد و فرمود: با اين همه ما هرگز او را پروردگار خود نمي دانيم، اگر به خاطر اينگونه معجزات، عيسي را خداي خود بدانيد بايد « اليسع و حزقيل » را نيز معبود خويش بشماريد. زيرا آنها نيز مردگان را زنده کردند و نيز
ابراهيم خليل پرندگاني را گرفت و سر بريد و آنها را بر کوه‌هاي اطراف قرار داد، سپس آنها را فرا خواند و همگي زنده شدند. موسي بن عمران نيز چنين کاري را در مورد هفتاد نفر که با او به کوه طور آمده بودند و بر اثر صاعقه مردند انجام داد، تو هرگز نمي تواني اين حقايق را انکار کني، زيرا تورات و انجيل و زبور و قرآن از آن سخن گفته‌اند. پس بايد همه اينها را خداي خويش بدانيم.

                                                                                                                                                                                                                                 
جاثليق پاسخي نداشت بدهد، تسليم شد و گفت: سخن، سخن توست و معبودي جز خداوند يگانه نيست.


سپس امام (ع) در باب کتاب اشعيا از او و راس الجالوت سوال کرد.

 او گفت: من از آن بخوبي آگاهم.

 فرمود: اين جمله را به خاطر داريد که اشعيا گفت: من کسي را ديدم که بر دراز گوشي سوار است و لباسهايي از نور در تن کرده (اشاره به حضرت مسيح) و کسي را ديدم که بر شتر سوار است و نورش مثل نور ماه (اشاره به پيامبر اسلام (ص)) گفتند: آري اشعيا چنين سخني را گفته است.


امام (ع) افزود:‌اي نصراني، اين سخن مسيح را در انجيل به خاطر داري که فرمود: من به سوي پروردگار شما و پروردگار خودم مي‌روم و  پارقليطا (حضرت محمد ع)-(1) مي‌آيد و درباره من شهادت به حق ميدهد. (آنگونه که من درباره او شهادت داده ام) و همه چيز را براي شما تفسير مي‌کند؟
جاثليق: آنچه را از انجيل مي‌گويي ما به آن معترفيم.

 
سپس امام (ع) سؤالات ديگري درباره انجيل و از ميان رفتن نخستين انجيل و بعد نوشته شدن آن بوسياه چهار نفر: مرقس، لوقا، يوحنا و متي که هر کدام نشستند و انجيلي را نوشتند (انجيل‌هايي که هم اکنون موجود و در دست مسيحيان است)، سخن گفت و تناقضهايي از کلام جاثليق گرفت.


جاثليق به کلي درمانده شده بود ؛ به گونه‌اي که هيچ راه فرار نداشت. لذا هنگامي که امام (ع) بار ديگر به او فرمود:‌اي جاثليق، هر چه مي‌خواهي سوال کن، او از هرگونه سوالي خود داري کرد و گفت: اکنون شخص ديگري غير از من سوال کند، قسم به حق که گمان نمي کردم در ميان مسلمانان کسي مثل تو باشد. (2)

 

 


1- مقصود ازپارقليطا يا فارقليطا که حضرت مسيح از آمدن او خبر داده است، حضرت محمد (ص) مي‌باشدو اين پيشگويي در انجيل يوحنا در ابواب 14و 15 و 16 وارد شده است. (اطلاعات بيشتر در قسمت بشارات عهدين خواهد آمد.)
2- منبع:کتاب عیون اخبارالرضا علیه السلام تالیف شیخ صدوق ره

+ نوشته شده توسط فرهنگی وروابط عمومی دمشق در سه شنبه دهم اسفند 1389 و ساعت 11:54 |